بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

به عشق حضرت رسول الله(ص)،به عشق چهارده معصوم(ع)و عشق حضرت ثار الله(ع) تقدیم می شود به حضرت حُجَّةِ ابنِ الحَسن(عج)ارواحُنا فِداه

آمدم

چگونه می شود صحبتِ صاحب الزّمان(عج)در نگاهت
چرا نمی شود جلوه ی آخر الزّمان پیشِ راهت
به رسم عشقُ عاشقی شده جهان بنا از غیب
چه می شود اگر که عشق آید
عشق بیاییُ غم دوا کنیُ دل شفا دهی 
۲۳ مهر ۰۲ ، ۰۱:۱۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

وقت حین

چنان می بُرید تیغِ شمر رأس از حسین(ع)
چنین می بُرد که نسل غزه صهیون ز بین
ز صورت که دور کرد ظلم خود از حسین(ع)
ببین رفته سیرتش چه  دورتر وقت حین
 
۲۱ مهر ۰۲ ، ۲۳:۳۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

سلام بر عاشقان

 به این جهان بی کران خدا کران می دهد
سلام بر عاشقان دوباره جان می دهد
که قان چکر قانه،قیرده ظلم جالانده قان
به غزّه جان عاشقان دوباره جان می دهد
God gives a limit to this limitless world
Greetings to the lovers, it gives life recorde
 
۲۰ مهر ۰۲ ، ۲۲:۳۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

مسیحای اسلام

آدمی یا به اسلام می رسد یا  که ز میدان می رود
ای مسیحای اسلام عاقبت کفر به زندان می رود
حیرتش پوچِ برجام را به فرجام نهادش می برد
ای مسیحای اسلام صبح صادق به شهیدان می رود
(به راستی شهیدان مانده اند تا صبحِ صادق به نزدشان طلوع کند و مسیحای اسلام در آن طلوعِ با شکوه ظهور کند و کفر در زندان و حیرت فرومایه تر گردد)
۲۰ مهر ۰۲ ، ۱۰:۱۹ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

شکوفایی مظلومان و زوالِ ظالمان

"از علی(ع)هماره می زند ذوالفقار بر یهودُ سعود"
زایش ز زنانِ یهود رو به زوالُ بی ریشه
زایش ز نهادِ رسول(ص) هی بِنَهاد اندیشه
زایش ز زنان سعود شد به یهود هِى سقط
جوششِ رگِ گردنِ حسین(ع)رزق پربار به همیشه
بنویس ز رگِ گردَنِ حسین(ع) زایِش به الله
عبّاس(ع)به دستِ بریده، رسم پرگار به بیشه
غزّه بی دفاع نیستی خونِ حسین(ع) در تو هست
رسمِ از رسول(ص)هستی دستِ ابوالفضل(ع)رست
خونمان بخورد خون،شد چون کوثری(س) سر فراز
غصبِ سرزمین نهادش هیچُ،نبی(ص)شد نخست
۱۸ مهر ۰۲ ، ۲۲:۴۵ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

صهیونیسم پوشالی

وزیر جنگ صیهونیست، اسیر ننگ 
اسیر ننگُ سر به نیست به زیر سنگ
چو کاه زیر سنگ رفت ،ز بیمِ باد
به زیر سنگ گشته پست ز ترسِ جنگ
 
چو کاهی،آهنی تهدید می کرد ترد شد
که مشتی آهنین بر کاه زد کاه خرد شد
و چون طوفان شود از ترس،کَهْ زیرِ سنگ شد
که پوشالی ز هر تهدید ترسان ز گُرد شد
 
چو عنکبوت لانه ای بسازد، گشت ویران ز طوفان
و عنکبوت زیر سنگ شد در وقت بوران ز طوفان
که سنگ امریکا برای وِی شد جان پناهی ز  طوفان
اگر چه امریکا چو عنکبوتی مسخ کوران ز طوفان
۱۷ مهر ۰۲ ، ۱۹:۳۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

پیش تر از این

پیش تر از این گفته شد از سرزمین اشغال شده بروند،ممکن است حماقت امریکایی صهیونیستی جهان را به بمباران هزاران برابر از این به سمت آن اراضی ببرد،پس در آن موقع خلط در باطل،باطل است و کشته می شود،حال اگر به ناچار در باطل گرفتار بود بعید نیست در عالم آخرت مورد لطف الهی باشد و به سعادت برسد و حتماً چنین است.پس در شرایط جنگ و نامسلمانی که سازمان ملل مدیریت می کند کشته شدن بیگناه منجر به کشته سازی و جریان سازی بیگانه نخواهد گردید.معادلات موقعی به هم می خورد که با معاهده ی بالفور جمعیتی بعضاً احمق،جانی،جاهل و بعصاً نادانِ بیچاره را به طمع نامطلوب در اراضی اشغالی کشاندند و این تاریخ یک قرن است،حال آنکه مثل یهودیان هر کاری کنند پراکنده در همان سرزمین های بی دین اند و خیلی کم از آن ها سرشت پاک دارند و به هر شکل عمر و دنیای بیشتر دارند آن هم به شکل پراکنده و در سرزمین های غربی با ماهیت ضد اسلام و عذاب آور،پس جمع آوری آنان در یک سرزمین شدنی نیست و حماقت محض است به معنای اینکه مستکبرانی از کشورهایی مثل انگلیس،امریکا،فرانسه...این حماقت را برای منافع خودشان کردند و مُردند.و این از مدیریت خارج شده و آن موقع هم حماقت نفعی به اشغال گران نداشت.مسئله ای که به زودی محقق می شود کشتار درونی در جمعیت صهیونیستی است چرا که آنان می دانند با اختلاف درونی زودتر از این مخمصه بیرون می روند و اتحاد درونی به معنای چگالیده شدن برای از بین رفتن است.به همین دلیل به سمت اختلاف می روند تا به آنچه درست بود برسند و چون مستکبران امریکا و ...طرح سازش صهیونیستی را مطرح کرده اند و گفتیم این قابل مدیریت نیست،چون سعودی ها برای حفظ منافع خودشان از مکه به سمت صهیونیست نمی روند و هدف طرح سازش جنگ بزرگتری با تظاهر ابراهیم می باشد و با توجه به اینکه قرن گذشته تظاهر به اسرائیل(که یکی از پیامبران الهی است)به صهیونیسم منجر شد حتماً تظاهر به ابراهیم هم همان صهیونیسم است و هرچند جهالت سعودی ها یا شاید نوعی مدارای قطبیده ی آنان این توهّم را به صهیونیسم بدهد که شدنی است،باز هم چون وضعیت به سمتی می رود که کعبه مثل قدس محل اختلاف قرار می گیرد،به روایت تاریخ یک قرن و هم به تحلیل منطقی مشخص می شود باید مستکبران سعودی ها یا مستکبران اماراتی ها ....در اطراف کعبه مثل اطراف قدس صهیونیستی شوند و چگونه حماقت و جهالت به سمتی می رود که سعودی ها که خودشان را حاکم مکه می دانند بیایند و آرایش صهیونیستی برای حاکم شدن بر مکه بگیرند؟به هر شکل آن اختلاف درونی در صهیونیست ها حتمی است و چون این حماقت تاریخی و نافرجام کلید خورده می رود که اختلاف را مهار کند و صهیونیست می داند که مهار اختلاف چگال شدن برای انفجار است و بدین ترتیب اختلاف منجر به کشتار می شود.پس آسان ترین راه که پیشنهاد شده خارج شدن از سرزمین اشغالی به سمت سرزمین کفر(مثل امریکا و مانند آن)بوده است و  سرزمین کفر هم مجبور است به هر شکل آن ها را بپذیرد چون فلسطینی ها،حزب الله و جبهه ی مقاومت در پی کشورگشایی نیستند و سرزمین خودشان را می خواهند و علاوه بر این عالَم اسلام همین را می خواهد.
بپردازیم به اینکه این همه یارگیری از بهایی ها،لخت ها،بی غیرت ها،کافران شرقی،مجاهدین خلق،..به نفع چه کسانی بود؟یارگیری از این همه مجری های ماهواره ای،ضد انقلاب ها و چپی های اصلاح طلب و مخالف نظام جمهوری اسلامی ....به نفع چه کسی بود؟تمام این ها که نوشتم و خیلی ها که ننوشتم به نفع امریکاست؟آیا همه ی این ها به خاطر تسویه با جمهوری اسلامی ایران نقش سازگاری با امریکا را بازی نمی کنند.شاید بایدن با چند تا از لخت ها و بی غیرت ها به هم لولیدند و تشخیص داد اینها بی هویت اند و مثل پهلوی که ارزشش از سگ امریکا کمتر بود اینها هم همینطور،آیا منطق تشخیص نمی دهد چند تا بی سر بی پا کنار احمقی مثل بایدن ملاک نیست و اینها چند میلیون و شاید بیشتر در اطراف به انتظار دارند تا امریکا را خرد کنند؟البته این به نفع ایران است چون جمهوری اسلامی می خواهد امریکا را خرد کند و این مخالفان پراکنده شده ی جمهوری اسلامی چون اطلاعات کافی از آنچه که باید برای نفوذ در امریکا داشته باشند برای پیشبرد اهدافشان دارند و نمی پذیرند تحت سلطه ی دیگری شوند(چون از طمع سیر نمی شوند و قناعت به پست تر از سگ شدن در ظاهر نمی کنند)بنابراین دشمن خطرناک تری برای امریکا و امثال آن می باشند و برای ایران هیچ ضرری ندارند و چون نمی توانند آرام بنشینند و برخی حرام اند،پراکنده شده اند،اما راه حل چیست؟این هم راه حل برای مستکبران امریکایی که زودتر از تهدید و تهییج دست بردارید و با همه پرسی منطقه را به بومی های آنجا واگذار کنید و به انگلیس برگردید و با تعامل بومی ها به جایی که با تجاوز وارد شدید رفت و آمد کنید تا ببینیم چه می شود.ما تصمیم می گیریم و شما قرن هاست به تصمیم ما هست که نشخوار یا پارس می کنید.))
۱۵ مهر ۰۲ ، ۲۱:۰۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

صبح عاشقی

به صبحِ عاشقی بگو حروفِ قافیه دهد
که صحبتش به عاشقان صفوفِ شافیه دهد
نبرده رنج جایِ گنج کُنجِ دنج شود
که گنجِ عاشقی فتاده پیشِ رنج شود
((حلاوت و بهرمندی پس از باز پس گیری اراضی اشغالی نصیبِ مردمان فلسطین،لبنان و گروه های مقاومت پشتیبان آنان خواهد شد و همه ی اینان با اصالت ترین و پاک ترین مردمان عالم هستی هستند،چه شیعه باشند،چه سنّی و چه مسیحی و آزدگان هستی،بدون تردید صاحبان اصلی آن سرزمین مقدس فلسطینی ها هستند و فلسطین پاره ی تن اسلام است و اسلام دست صمیمیّت به مسیحیان داده است و به انسان های دیگر هیچ ظلمی نکرده،نمی کند و نخواهد کرد.))
۱۵ مهر ۰۲ ، ۰۱:۴۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

از بین بردن و تجزیه ی عارضه ی خطرناک و سرطانی از لوازم زندگی است.

بیا نهاد تروریست را سرنگون کنیم
بیا به چاره ی ز زخمِ سوریه خون کنیم
چنان نهاده سرطانِ تاریخ رو به مرگ
که صهیونیست سِزَد به تجزیه چون کنیم!
((سزاوار است غدّه ی سرطانی به روش تجزیه و نابود سازی از بین برده شود،نه اینکه اجازه ی  سرایت به :آذربایجان،ارمنستان،ترکیه،امارات،عربستان،
ایران،عراق،سوریه،روسیه،پاکستان،افغانستان....
و انواع اقسام کشورها و ملیّت های دارای اصالت و پیشینه ی سلامت داده شود.از بین بردن این سرطانِ بی اصالت برای سالم شدن و سالم ماندن بدیهی و لازم است.تا تروریست در سرتاسر جهان پرورش نیابد این به معنای افول و سرنگونی دولت های مستکبر از جمله امریکا می باشد،چرا که چنین عارضه ی خطرناک از دید هستی و هستی بخش دور نمی ماند و آن را با مستکبران و به دست مستضعفان از بین خواهد برد.))
۱۴ مهر ۰۲ ، ۰۱:۴۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

به انتظار بقیَّة الله

سوره های قرآن به انتظار،یا بقیَّة الله
آیه های غافر دهد بهار ،یا بقیَّة الله
نوحِ روحِ عیسی به اقتدار،یا بقیَّة الله
یا علی که یعنی بیای یار، یا بقیَّة الله
تو گفته ای که آخرین زمان جوانه می دهد
درختِ عشق میوه از همان جوانه می دهد
ظهور شد معلِّمش نبی به عدل عالمی
به این زمین علی ز آسمان جوانه می دهد
۱۳ مهر ۰۲ ، ۲۳:۴۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

الطاف رسول الله(ص)

به گدایی از رسول الله(ص) دنیا آمدم
و اگر این وصف نیست بی راه هستم هر قدم
چون بخواهم هو بخواستش راه را هموار کرد
رَهِ صادق(ع)چاهِ کافران رُفتُ ظلمت در عَدَم
 
بِراستی که صادق(ع)راه کج هم صاف کند
اگر که گشت کج تسلیم حیدر(ع)عاف کند
رسول الله(ص)این راه را هموار کند
ظهور هم  بِگردد راه پر الطاف کند
/به خواست خداوند حضرت رسول الله(ص)حتّی مسیرِ به عافیّت رسیدن کژی وقتی تسلیمِ حضرت علی(ع)بشود و توسط حضرت صادق(ع)به صراط مستقیم برسد را برای بهرمندی از الطاف ظهور بقیّة الله(عج)همواره هموار فرموده است./
۱۰ مهر ۰۲ ، ۲۱:۵۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

به مناسبت فرا رسیدن ولادت حضرت رسول الله(ص)و امام صادق(ع)

بِبار بارانِ عشق بر بقیع بر سَرای صادق(ع)
رسول الله(ص)نور داد بیکران برای صادق(ع)
خمیده شد آسمان به آستانِ پاکِ صبحِ صادق(ع)
غروب تا می شود به سرزمینِ ماجرای صادق(ع)
به صادق(ع)عالمی اندیشه دارد
و باران با عطش بهرش ببارد
جوانی وقت کوتاهی ز عمرم
ز شمعی وقتِ فردایی بکارد
۱۰ مهر ۰۲ ، ۰۰:۵۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

صاحب الزَّمان(عج)

به توبه جان گرفت حقیقتی
گشت آدمی به مشقَّتی
صاحب الزَّمان(عج)به آخرین
ناگهان رساند شفقّتی
۰۸ مهر ۰۲ ، ۰۳:۵۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

به مناسبت هفته وحدت

به عاشقان تو داده ای شهود عشق را
به روزگار خوانده ای سرود عشق را
علی(ع)ز دل سرود یا رسول الله(ص)
به بیکران رسانده ای سجود عشق را
۰۶ مهر ۰۲ ، ۲۳:۵۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

یا الهی

زودتر جمع کن این وضعِ نابسامان را
نورِ با شمع کن این وضعِ نابسامان را
چون که فطرت حسینی(ع) است پیشِ درگاهت
بهترین لمع کن این وضعِ نابسامان را 
۰۵ مهر ۰۲ ، ۰۲:۲۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

یا حسین بن علی علیهم السَّلام

شمعِ دل سوختُ گریه کرد
به جهان نور را هدیه کرد
چه فروزان شده نورِ شمع
آسمان به نور تکیه کرد
نورِ هستی همه از حسین(ع)
هرچه را داشت فدیه کرد
صاحبِ الزَّمان(عج)بیاید و
نقدِ ِ هر پوچ به نسیه کرد
((چرا حساب کتاب ها جور در نمی آید،حلال می گیرن که حرام بدهند یا حرام می دهند که حلال بگیرند.چون قرار است حضرت بقیة الله(عج) بیاید و یه طرف حساب کتاب ها را که تقریباً پوچ شده و به نسیه خریدن و به نسیه فروختن و حرام می ماند،به عدل و مساوات تصحیح کند.فروشنده ای که به نسیه بفروشد بمانند آنکه کالایی نداده و پول گرفته می باشد و خریداری که به نسیه می خرد بمانند آنکه پولی نداده و کالا بگیرد.ای که حسین(ع) حسین(ع)می کنی و خودرأی می باشی تو این رفتار را به حرام خریده ای و هم نسیه.چون چیزی از خودت پرداخت نکردی نسیه است و چون خودت را پنداشته ای حرام هم هست.پس بیا و فهمُ،عقلُ حواست را درست جمع کن و به حسین(ع)از خودت مایه بگذار نه از حسین(ع)برای خودت.البته به خودم هم می گویم که اگر محو در حسین(ع)شوی دیگر چه لزوم دارد که برای خودت بخواهی وقتی همه حسین(ع)است.و دوجور خودخواهی می شود:یکی خودخواهی خوب که خودش را به محو شدن در امام حسین(ع) می خواهد،و دیگر خودخواهی بد که با محو امام حسین(ع)خودش را می خواهد که مورد اوّل به خواست خداوند است(ممکن و شدنی)و مورد دوّم واقعیّتی نافرجام است که به حقیقت نمی رسد(ناشدنی)....خداوندا خودت رحم بفرما))
به رحمِ الهی به عشق زنده مانده ایم
به عشقِ الهی ز رحم شعر خوانده ایم
چراکه ز چاهی که  پوچُ هیچ چاره نیست
به چاره تباهی ز مِیلِ خویش رانده ایم 
۰۴ مهر ۰۲ ، ۰۱:۳۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

به مناسبت سال روزِ امامتِ حضرت بقیَّتُ الله(عج)

به فکرِ سر زندگی می بَرد ، محرومان را علی(ع)
و امنُ آسودگی می دهد ، با ایمان را علی(ع)
بَقِیَّتُ اللهِ خیرٌ لَّکُم إِن کُنتم مُّؤمِنین
به نظمُ بالندگی می بَرد ، این حِرمان را علی(ع)
۰۲ مهر ۰۲ ، ۲۲:۴۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

شبِ اندوه

به سر می رسد شبِ اندوهِمان هَماره
جگر می شود ز چنان زهر پاره پاره
حسن(ع)عسکری شده تا رمزِ هو بِمانَد
نداند عدو دهه ها قرنُ هر هزاره
۰۱ مهر ۰۲ ، ۲۱:۵۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

به مناسبت فرا رسیدن هفته ی دفاع مقدّس

کولاکِ هجومِ دشمنان بودُ امروز غباری است
خونین همه جسمِ عاشقان بودُ امروز بهاری است
دیروز که ظلم شد شتابان ز هر پوچِ تواریخ
امروز افول کرده،نابود در بازه ی خواری است
۳۱ شهریور ۰۲ ، ۰۸:۰۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

رسم عاشقی

بسمِ ربّ الشُّهدا دوباره از شهید چو انداخت
رسمِ عاشقی مرا به یاد خنده های تو انداخت
در نبود عاشقانِ این جهان خدای جهان هست
عشق از ادب ز جایِ خود بلندُ جایِ نو انداخت
((به تأسّی ز سیّدالشُّهدا(ع) رفتند شهیدان
غمِ دیروز را به یک شَبِه برداشتند شهیدان))
گرچه فقط به یک عکس خنده ات را دیده ام
پیش نگاهِ پر از تو عشق اندیشیده ام
گرچه تو رفته ای هست هر نَفس از عشق تو
معنیِ هست هم هست با تو ،من پرسیده ام
گفت سؤال را این چنین جوابی الله
هست شهید با من،پناهِ او گردیده ام،
۲۹ شهریور ۰۲ ، ۲۲:۱۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

شهریار

شهریار، شعرِ روزگاری ادب به تو دارد
روز شعر هم شبی به یادت طَرَب به تو دارد
گرچه هر چه شعر پیش استادِ شعر فتاد
رمزُ رازِ شعر روزگاران و شب به تو دارد
۲۷ شهریور ۰۲ ، ۲۱:۴۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

علی(ع)شفا به غم تویی

بگو چگونِگیِ مرگِ گرگِ روزگاران را
پگاهِ زندگیِ برگِ گُل به لطف باران را
حسن(ع)به زهرِ کینه ای،رضا(ع)به سوز سینه ای
علی(ع)شفا به غم تویی،رسولِ(ص)در مدینه ای
 
به طبلِ فتنه های بی رمق کوبیدن
چو پتک روی آهنین ورق کوبیدن
چنان ضخیم می کند ورق ها با هم
و فتنه دور می شود به لق کوبیدن
(به قدری دور می شوند که گاهی مثل دولت های مستکبر سردرگم می شوند،گاهی مثل پهلوی بی مایه و پست می شود و گاهی مثل بدبخت ازش می خوان هویّت خودشو تغییر دهد .....و همینطور این گاهی ها از پگاه دورتر می شود و در ظلمت می افتد....به پگاهِ نور هرچی ظلمت حمله کند از شهادت ها ، محو می شود و تیر انداختن در ظلمت مثل تیر در تاریکی است معلوم نمی شود از کجا پرتاب شده و چه کسی توسط چه کسی مورد هدف قرار گرفته ،این به مفهومِ همون فضای لق و هرج و مرجِ بدونِ اسلام است،دین اسلام از ظلم،نفاق و کفر انذار می دهد و به عدل و مسلمانی بشارت می دهد و در دین اسلام هیچگونه کراهت(ذره ای بدی)وجود ندارد.)
 
۲۴ شهریور ۰۲ ، ۲۲:۴۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

جمعه

دوباره جمعه می شود هنوز دلخوشی نداریم
که عمر کم به سر شود و دور از تو تازه کاریم
شروع زندگی تویی، سرشتِ عاشقی تو ای عشق
به جمعه های بی طلوع ،صبحِ صادقی تو ای عشق
۲۴ شهریور ۰۲ ، ۰۳:۱۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

زمامداری حکومت اسلامی

به خواست الهی وقتی حضرت رسول الله(ص)حکومت اسلام را برقرار ساخت تا روز قیامت این حکومت برقرار و جاری است.در منابع معتبر ،بدیهی و غیر قابل کتمانِ اهل تسنّن این مهم آورده شده که زمامداری حکومت پس از حضرت رسول الله(ص)دچار دگرگونی بواسطه ی وقایعی می شود که منجر به تعیین خلیفه ی اوّل پس از پیغمبر(ص)می گردد و باید دانست که هر امّتی اجلی دارد که امّت آخر با آخرین فرستاده ی الهی نیز اجلی دارد و به دو برداشت که یکی درست و دیگری غلط می باشد می رسیم.
١_با توجّه به اینکه رسول الله(ص)آخرین پیامبر الهی است،اجرای کامل اسلام را تا تحقق کاملِ اجل امّت اسلامی به خواست الهی محقّق فرموده است.
٢_پس از رسول الله(ص)اجل امّت تحقق یافته و زمامداری ها به کمرنگ شدن اسلام تا روز قیامت منجر می گردد.
از آیاتِ محکم قرآن کریم مشخص می گردد برداشت اوّل صحیح می باشد و برداشت دوّم مطرود است.همچنین مفهوم اجل و عذاب متفاوت است و همواره عدّه ای از امّت بواسطه ی مخالفت با پیامبرشان به اجلِ عذاب رسیده اند و عدّه ای از امّت بواسطه ی پیروی از پیامبرشان به پاداش الهی دست یافته اند.بنابراین مطابق آیه ی ((یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلًا))اطاعت از خداوند و فرستاده ی خداوند و اولیای امر خود لازم می شود.و در اختلاف باید به خداوند و فرستاده ی خداوند مراجعه کرد.بنابراین در دین اسلام چنانچه اختلاف در رابطه با چیزی بود بایستی به خداوند و رسول الله(ص)مراجعه کنیم و اگر پس از رسول الله(ص)به این آیه استناد کنیم با توجه به این که ایشان رحلت فرموده اند به شبیه همان دو برداشت می رسیم:
۱_مراجعه به رسول الله(ص)برای رفع اختلاف پس از اجل ایشان هم استمرار دارد.
۲_چون رسول الله(ص)رحلت فرموده مشخص است قرآن برای آن موقع بوده و از این آیه اتمام دین اسلام در زمان مخصوص برداشت می شود.
که مورد اول درست است امّا مورد دوّم با آیه ای معتبر هم نقض می شود و هم پایان می پذیرد.با دقّت در آیه ی (( وَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلَامِ دِینًا فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ)) متوجه می شویم پس از رسیدن دین اسلام  به آدمی رفتن در هیچ دین دیگری از او قبول نمی شود.
و مراجعه به رسول الله(ص)پس از رحلت ایشان سختی های فراوان دارد که اضطرار در مخمصه را می آفریند و نحوه ی دینداری در این مخمصه نیز در اسلام تجویز شده است:((حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّیَةُ وَالنَّطِیحَةُ وَمَا أَکَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَکَّیْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِکُمْ فِسْقٌ الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ))
بنابراین،دستور حضرت رسول الله(ص)اطاعت از حضرت علی(ع)پس از خودشان بوده است و به علّت وقایعی که پیش می آید زمامداری حکومت اسلامی به مخاطره می افتد و حضرت علی(ع)در مخمصه بی آنکه متمایل به آن رویه ی ناگوار باشد روش دینداری در اضطرار و مخمصه را زمامداری می کند.بنابراین مشخص می شود پس از آمدن دین اسلام و تا پیش از رحلت حضرت رسول الله(ص) اضطرار در مخمصه ی زمامداری وجود نداشته و زمامدار کاملاً مشخص بوده است امّا پس از ایشان این مهم بوجود می آید.از آیات قرآن معلوم می شود دین اسلام تا روز قیامت تداوم دارد و اگرچه ظاهراً این مخمصه نبوده امّا از آنجایی که دین فرستاده ای مشخص دارد لذا این مخمصه برای حضرت رسول الله(ص)می باشد یعنی برای ایشان اضطرار در مخمصه ی زمامداری بعد از رحلتشان پیش می آید و گرچه ظاهراً خلیفه ی اول پس از ایشان زمامداری امور را بر عهده می گیرد امّا این مسئله واقعی است و در حقیقت حضرت علی(ع)زمامدارِ حقیقی است.هم در جایگاه حضرت رسول الله(ص)قرار دارد و هم اضطرارِ دینداری برای شیعه و سنّی را زمامداری می کند.پس از شهادت حضرت علی(ع)، امام حسن(ع)زمامدارِ حق می شود که معاویه لعنت الله علیه با مکر سپاه و امّت اسلام را سست و پراکنده می کند و امام حسن(ع)با توجه به وضعیت اضطرار، برای این که جنگ درون امّت شکل نگیرد و بر علیه توطئه ی معاویه روشِ الهی را محقّق فرماید با علمِ امامت صلح نامه ای که اساسِ بنی امیّه را در هم می شکند به اضطرار مدیریت می کند چون اصلاً دفاع با جنگ ممکن نبوده است.و خود معاویه مجبور به این صلح نامه بوده که آن حیله ی نافرجام را به کار می بندد در حالی که مکر خداوند بواسطه ی امام(ع)زودتر و سریعتر می شود و هیچ بیعتی فی مابین منعقد نمی شود.بنابراین مسیر قیام بر علیه ظلم توسط حضرت رسول الله(ص) و حضرت علی(ع) از طریق امام حسن(ع)پایه ریزی شده است و با قیام امام حسین(ع) به جریان می افتد و در اوج خود به ظهورِ قائمِ آلِ محمّد(ص) و پایان ظلم می انجامد.
 
۲۴ شهریور ۰۲ ، ۰۰:۰۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

شروع تازه ی شیوه ی حضور عشق را آسمانی کن

زمانه دست به کار شو زمان تو را به آغوش می خواند
بهانه نیست تو پاک شو که کفر یاوه در گوش می خواند
شروع تازه ی شیوه ی حضور عشق را آسمانی کن
حلاوتی که حلال ز رسول(ص)هست تن پوش می خواند
کرانه خصمِ فساد شو کران سرابِ نابود می بیند
خزانه های خزیده به خزان پنیر از موش می خواند
که موشِکاف چموش شمِ شیر را ندارد و موشک خورد
به شعرُ حرف رسول غمُ غصّه هم به چاووش می خواند
۲۲ شهریور ۰۲ ، ۰۳:۴۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

یا رسول الله(ص)

یا رسول الله(ص)روحی فداک
لا وجود ممکن لعالم ، لولاک
فی صلاة الله نورُکْ حسن(ع)
بالرَّضا(ع) حسن(ع)بجنبک تراک
می شود ز لطفت غروبی به صبح
مثل آب جوشد زلالی ز خاک
می دهد سراسر اثر در سجود
آسمان عالم به دامانِ پاک
۲۲ شهریور ۰۲ ، ۰۰:۲۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

آدابِ جهان

به مناسبت نزدیک شدن ایّامِ شهادت امام رضا(ع)،امام حسن(ع)و حضرت رسول الله(ص):
رضا(ع)وضوی مضطَری ضیاء داد
وضو ز نبض اضطراب ایستاد
به لطف فطرتی لطیف طُرفِه گشت
نماز در نیازِ راز اوفتاد
 
به حسن(ع) چو حُسنِ احسانِ حسین(ع)تابید
ز جهان فِتَن به ظلمت کده ای لغزید
ز ادب تمامِ ظلمت شده بور از هرچه
به رسول(ص)هر چه آدابِ جهان گردید
 
۲۰ شهریور ۰۲ ، ۱۸:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

ارباب بی کفن

حسین(ع)اربابِ بی کَفن
حسین(ع)ای نابِ اهلِ فَن
حسین(ع)انسابِ سر و تَن
حسین(ع)آفتابِ بر فِتَن
حسین(ع)آدابِ بر سخن
حسین(ع)بر آبِ هر وَطن
حسین(ع)بر قابِ شعرِ من
حسین(ع)القابِ با حسن(ع)
۲۰ شهریور ۰۲ ، ۱۷:۳۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

اربعین

اربعین بودُ آشوبِ جهان شد به نهان(قیام سیّدالشهدا(ع))
اربعین گشتُ آشوبِ نمایان به جهان(عصر فعلی)
تا روایات آشکار کند نورِ حسین(ع)
اربعین هستُ آشوبِ جفا شد پنهان(پیش از ظهور)
چون که ظلمت فقط بسته ی مهمور شود
اربعین بستُ آشوبٍ ستم سر شده،هان!(عصر ظهور)
۲۰ شهریور ۰۲ ، ۰۲:۵۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

بِالاجبار و سخت

مقدمه:در این مقال به کوتاه تجربه ای که فهمیدم می پردازم تا شاید روزنه ای را به آنان که می خواهند بفهمند نشان دهم و حتماً جهان را به سمتی که باید بداند بکِشانم.یعنی اینکه اگر ناتوان از فهماندن باشم یا مخاطب ناتوان از فهمیدن،یا اگر اصلاً مخاطب این نوشته را نشنید (که مخاطب می شود میلیاردها انسان های هم سطح و پائین خودم که از بدو پیدایش آدم تا کنون و بعد از این آمد و شد داشته اند و دارند)به هر حال چون فهم غالب نسبت به این موضوع دارم جاری می شود و منجر به دانایی مخاطب هم سطح و پائین تر از سطح خودم می شود و منظور این است که مخاطب ممکن است عالم دینیِ بالاتر از من باشد اما در فهم و دانایی این موضوع سطح پائین تر داشته باشد.
موضوع چیست؟:در وضعیتی قرار گرفتم که مشاهدات نشان داد احتمالِ فراموش ساختن زحماتِ گذشتگانی در انقلاب،دفاع مقدّس،دفاع از حرم و امثالهم وجود دارد و برای یافتن جواب از قرآن متوجّه شدم سعی و اثر درست متصل به قومی راستین باقی می ماند و اگر در جایی قومی به فراموشی مقدّسات تکاپو کند و یا به مکر دشمن، یا به کوتاهی خواص ،و یا به واماندگی خواص و مردمی این چنین بشود مطمئنّاً قومی راستین که متصل به همان سعی صحیح می باشد در جایی دیگر شکل گرفته است.بنابراین متوجه ی رویکردِ سعی و تلاش گردیدم تا بفهمم چه می شود و چه باید انجام دهم،البته چون برایم اهمیّت دارد در زمره ی مخالفان مقدّسات نباشم به این رسیدم که باید به اتصال سعی پیشین به سعی نوین کوشش کنم تا مشخص شود آیا قومی جدید و راستین شکل گرفته یا اینکه همین قوم راه نوین را یافته و به قوم یا اقوام دیگر هم می رساند.؟در همین تکاپو بودم که متوجه شدم در یک ریسک بالاجبار قرار دارم و برای ادامه ی مسیر تکاپوی این ریسک را الزامی دیدم.پس از موفقیت ریسک رفع شد و نتایجِ آن سبب تحقق دانایی عام و فهم خاص جهان گردید و جهانِ به مفهوم عام دانا، می داند پس از داناییِ بالاجبار تواناییِ بالاجبار محقق شده و شدن حتمی است.جهانِ به مفهومِ خاص فهیم می فهمد پس از فهم چگونه برای شدنِ آنچه تحقق می یابد سعی کند وگرنه به سمت جهانِ دانا می افتد در حالی که به همان میزان جهان فهیم وجود دارد.به مفهوم اینکه جهانِ با عصاره ی فهم کاسته نمی شود و اگر فرض محال کنیم که عدّه ای از فهم بیفتند در حالی که فهم داشتند باید بگویم شدنی نیست و در تعارضاتِ بواسطه ی مکر و سلطه گری ظلم ،انتقال فهم تحقق می یابد یعنی فهم از بین نمی رود و در شرایطی خاص منتقل می شود.و بیش از این هم هست و آن اینکه فهمِ غالب منتقل می کند یعنی هر فهم درست ، به فهم غالبِ درست جذب می شود حال آنکه ممکن است هزاران کیلومتر فاصله داشته باشد،پس دریافتم قوم و اقوامِ فهیم در فاصله ی چند صد کیلومتر تا بیش از هزاران کیلومتر به ماهیّتِ قوم با یک فهم مشترک شکل می گیرند و به ظهورِ قائم آلِ محمّد(ص)می انجامد.
ریسک چه بود؟:شمائل بسیاری که به یک بُعدِ موافقت جهانی وانمود و تلاش می کرد تقریباً شکل گرفته بود و مرا به خودش می خواند تا اینکه اجماع آنرا تسخیر و احضار کردم یعنی ریسک این بود که نتوانم تسخیر کنم و بر من غالب شود و این را خطر می دانستم که مدّت ها این کار را نکردم تا اینکه اجبار حادث شده بود و به روءیت من رسید بی آنکه به روءیت رفته باشم.و توانایی رکود داشت تا توانایی تسخیر، و من چون از رکود و واماندگی برحذر بودم توانستم تسخیر کنم.
آن شمائل چه بود؟:مربوط به مواضع ظلم بر هستی بود و هرچند وحشت ساز و سلطه گر و مکار بود اما همه ی اینها به سمت رکود می رفت و وحشت می انداخت اما همین مواضعِ وحشت زا در مقابل سعیِ مخالفِ ظلم افتاده و تسخیر شده بود.بطنِ آن مواضع بنی امیّه بود و مجبور بود اعتراف کند.
اعتراف این بود:می توانیم از بین ببریم تا جایی که دیگر خداوند توانایی از بین بردن را از ما سلب کند و ما در خفّت و خواری همیشگی می گردیم.بیشترین چگالی ممکن برای از بین بردن در قیام سیّدالشّهدا(ع) بود و ما نتوانستیم ایشان و اصحابش را از بین ببریم و در آن کشتن هم توانایی کشتنِ امامِ چهارم(ع) را در حالی که به نظرمان سخت مریض و ناتوان بود و همراهان امام(ع)را نداشتیم تا اینکه بالاجبار علت ناتوانی ما ، مریض بودن و سپس رسوایی مان عنوان شود،در حالی که بیشترین جنایت ممکن با هر شهوتی که می خواستیم را رقم زدیم و هر جنایت و مخالفت باحق به خفت و خواری ما می رسد و آنچه بالاجبار بود امتحان الهی است و ما پس از اینکه امتحان شده ایم مجبوریم به این موضوع در مقابل هر آنکه در مسیر حقّ به مرحله ای مشخص که ما نمی فهمیم می رسد ،اعتراف کنیم.
بدون اینکه از آن خبیث های پست پرسش کنم، این ها را گفتند چون سعی می کردم در آن آشوبِ وحشت زا ، وجهِ با عظمتِ سیّدالشُّهدا(ع)را ببینم.آن موقع بود که فهمیدم چه گفت و گویی در این امتحانِ با عظمتِ الهی با سیدالشُّهدا(ع)داشتم ،یعنی در ماورای آنچه خبیث ها اعتراف می کردند ،مکاشفه ای با حضرت امام حسین(ع)به ظرفیّت خودم داشتم و فهمیدم برای فهم بیشتر بایستی ظرفیّت فهم خودم را با اتّصال به خداوند و چهارده معصوم(ع)بالا ببرم.و این امتحان به عظمتِ ایشان آفریده شده است و ایشان رهبری می کند.
چرا در فضای مجازی نوشتم:پیش از این هم نوشته ام تا اینکه یک روز نگاهی به من گفت اگر اثری را در هر جایی با معرفت و خالصانه بگذاری آن اثر ماندگار است و اگر اثری خوب را در جای بد بگذاری و آنجا را به بد واگذار کنی مثل این می ماند که بر وحشت زایی آن بدی ها اضافه کرده ای و اگر اثری را مطابق آنچه درست است بر جای بد بگذاری در حالی که گویی در جای بد قرار دارد حتی پس از اینکه جای بد خوب نشود تو با همان اثر خوب می مانی حتی اگر ظاهراً در فضای مجازی باشد اگر اثر مطابق آنچه که سیّدالشُّهدا(ع) می خواهد باشد آن اثر درست را بر فضای مجازی گذاشته ای یا بر فضای مجازی نوشته ای.به همین تفسیر این موضوع(کوتاه تجربه ای که به سختی به دست آمد)را هم باطناً و ظاهراً بر فضای مجازی نوشته ام.   تمَّت
۱۷ شهریور ۰۲ ، ۱۸:۱۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰