بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

به عشق حضرت رسول الله(ص)،به عشق چهارده معصوم(ع)و عشق حضرت ثار الله(ع) تقدیم می شود به حضرت حُجَّةِ ابنِ الحَسن(عج)ارواحُنا فِداه

۳۷۱ مطلب توسط «بسیجی» ثبت شده است

به مناسبت تولّد با سعادت امام حسین(ع)،حضرت ابوالفضل(ع)، امام زین العابدین(ع)،حضرت علی اکبر(ع)و حضرت بقیَّة الله(عج)

اذنِ عبّاس رسانید شهیدان به حسین(ع)
این چنین بوده ز اوّل همه پایان به حسین(ع)
عاشقی سر به گریبان حسین(ع)است فقط
رمز قرآن دهد این یکسره میزان به حسین(ع)
 
حسین(ع)تو سرِّ سر فتاده بر زمینُ آسمان
فدای نفسِ مطمئنِّه ات تمامِ نفسِمان
سواد ها نمی رسد به وصف از تو یا حسین(ع)
تو سرِّ سوره ای که سر بریده سینْ حسینِ(ع) آن 
به راه خود رسان مرا،به رسم پاک کربلا
 مرا ز راه خود مران،مرا به راه خود بخوان
 
عشق یعنی بر حسین(ع)تابید دائم نور الله 
آیه شد بی سر و سر تابید قائم(عج) نور الله
خواب هایی چون جدا کردند آن سر را ز قرآن؟
مکر قرآن هست اوّل نیست نائم نور الله 
عبدِ هو پیش دعایش به مناجاتِ دعا
عطف دین بود مدارش به مباهات دعا
هرچه قرآن و نمازی که بخوانیم دعا 
ربِّ بخشنده به هر بنده به اثبات دعا
عبد در درگهِ معبود رسد با دو دعا
پیش معبود و الله به حاجات دعا 
حاجتش از خود الله به عافیَّتُ امن
در دعایی که بفرمود به غایات دعا
جسم سجّاد(ع)به سجّاده ز اخلاص رسید
خالص آن بود صحیفش به عنایات دعا
مانده انفاق دعاهای علی(ع) رزق روان
رزق قرآن که ز قرآن همه آیات دعا
 
ستم بست قرآن به سر نیزه ها
و قرآنِ ناطق علی(ع)کی جدا؟
حسین(ع)بر همان نیزه ها رأس او
بخواند ز قرآن همان ماجرا
که قرآنِ ناطق علی(ع)تا حسن(ع)
حسن(ع)تا حسین(ع)تا علی(ع)در دعا
همین وصل قرآن به آینده شد
حسد حرف قرآن نبیند شفا
بیاید به میدان که صاحب زمان(عج)
مسجّل شود آیه ها تا خدا
علی(ع)یا علی(ع) یا علی(ع) یا علی(ع) 
مُحمّّد(ص)به الله علی(ع)را فدا
 
۰۴ بهمن ۰۴ ، ۲۲:۰۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

نیمه شب و صبح

نیمه شب شمعِ شهیدان که اشارت بدهد
ماهِ شعبان به شب آهنگ وقارت بدهد
 صبح جمهوری اسلامی ایران به جهان
فاش شد شیوه ی عشّاق مهارت بدهد
هر شب آهنگ شعورست بر شرح شرور
فاش شد شعله ی شر،نشر شرارت بدهد
نور خورشید شهامت!ز شر آتش چه شود؟
آتش آشوب به شر شد و خسارت به خودش
 این شباهنگ شعورست شتابان به ظهور
نیمه شعبان به شب آهنگ بشارت بدهد 
 شد شکوفا چو شفق شیوه ی بخشنده ی خوش
خوشه هایش شده بشّاش طهارت بدهد  
۰۱ بهمن ۰۴ ، ۰۷:۵۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

به مناسبت بعثت پیش رونده ی حضرت مُحمَّد(ص)

سال ها می گذَرد در نظر از بعثتِ خاتم(ص)
تازه تر مانده به عالم اثر از بعثتِ خاتم(ص)‌
گشته در جهل،مدرنیته ی کفّار یهودی
مانده هر فهم خِرَد بر بشر از بعثتِ خاتم(ص)
تحتِ تعقیبِ خداوند شود هجمه ی ظلمت
تا فرار از اثر از هر خبر از بعثتِ خاتم(ص)
نورِ نافذ ز امامت بشود چیره و غالب
تا که ظلمت برود دورتر از بعثتِ خاتم(ص)
وهم هر حمله به بعثت و نبوّت و امامت
جهل ابلیس شود بی اثر از بعثتِ خاتم(ص)
با علی(ع) گفت مُحمَّد(ص)به بشر فطرتِ محکم
نورِ اتمامِ مُحمَّد(ص)حیدر(ع)از بعثتِ خاتم(ص)
می دهد سیِّد علی خامنه ای راه تلاقی
آن تلاقی که شکوفا ثمر از بعثتِ خاتم(ص)  
نور قائم(عج)که رسد تازه ز آن صبحِ رسالت
هر چه تاریکیِ ظلمت بشود در حَذَر از بعثتِ خاتم(ص)
وقت آن صبح کجایی؟ نه به دوری ز آن وصل.
راه آن وصل به آن صبح نِگَر از بعثتِ خاتم(ص) 
۲۸ دی ۰۴ ، ۱۲:۱۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۲

به مناسبت شهادت با سعادت حضرت موسی بن جعفر(ع)

بی همگان به سر رسد بی تو به سر نمی رسد
داغ تو می رسد به سر جای دگر نمی رسد
صبر تو جاده از خداوند جهان به این زمین
بهر زمینُ آسمان بی تو اثر نمی رسد
صبر تو نور وصل الله اثر ز صبر او
بی تو به مرد زن ز هر شیوه ثمر نمی رسد
حرف علی(ع)رساند کاظم(ع)به جهانِ آشنا
حرف دگر،دگر ز هر گر و مگر نمی رسد
صبر شما به روزُ شب سوی رضا(ع)که می رسد
جاده ی بی رقیبِ قائم(عج) به ضرر نمی رسد
 
۲۵ دی ۰۴ ، ۱۵:۳۲ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱

قدرت پوشالی غرب،امریکا و صهیونیسم

امریکا افول و تخریب شده:
ناگفته پیداست روند صنعت نفوذ و تبلیغات آن به طور وارونه از اروپا شروع می شود و در امریکا اوج می گیرد.یک سری احمق و گرگ مآب که به یکدیگر می بازند تا اوج بگیرند.شاید اینگونه تصور شود که بازنده ی این شیوه ی گرگ گونه به گرگ ضعیف یا از کارافتاده تبدیل می شود امّا باید دانست علّت اوج گرگ مآبی در امریکا صنعت نفوذ و تبلیغات آن به طور وارونه است.بدین معنی که ظاهراً اینطور دیده می شود که امریکا پیشرو در صنعت و نظامات ظاهری آن است امّا حقیقت این است که پیشروی امریکا که از اروپا به اوج و سپس به یک جدایی مورد حمایت گرگ مآبانه رسیده فقط صنعت نفوذ و تبلیغات وارونه است و بیشترین تاثیر این نوع پیشروی در خود امریکا و سپس اروپا و به طور تاسف باری در آسیا و افریقا می باشد.مسئله وقتی که حل می شود مورد پذیرش است یعنی منشاء تمدن صنعتی ظاهراً اروپا بوده امّا امریکا در معرض دید قرار گرفته است و در عین حال امریکا اروپا را هم به عنوان ابزار نفوذگر و محتاط در اختیار دارد.این تحلیل می گوید امریکا به بدترین شکل در معرض دید اذهان قرار گرفته است پس بدترین کشور جهان است و در عین حال از قِبَل خون خواری و جنایت ،رفاه امریکایی در آن حکم فرماست و رفاه امریکایی همواره در سرکشی و جنایت است تا هم رفاه باشد و هم خطرناک،پس ریسک متناسب با خودش را برای ورود به آن خوی پست تر از حیوان دارد.نوع آن همواره در تضاد با مردم خودش است اما آن مردم را طوری کنترل می کند که رفاه را در گرگ مآبی بپذیرند و مزه آن و یا رویای آن را همواره در ذهن داشته باشند تا یک نوع حمایت برای انواع گرگ های گرسنه ی امریکایی فراهم شود چون آن گرگ ها خودشان را بیشتر از همه به خطر انداخته اند.از آنجایی که این نقشه شیطانی لو رفته و نخ نما شده است شاید فایده ای در توضیح آن نباشد و شیطان مخرب چون فهم صحیح از غلط را برنمی تابد لو رفتنش بیشتر موجب لودگی و تمسخر بیشتر آن می شود یعنی در معرض تمسخر واقع شدن ابزار مسخره کردن سایرین است.دقت شود به اینکه در اعماق پست تر از حیوان افتادگان مورد مسخره  واقع می شوند که دیگران را گرفتار کنند و با پوشش موجه از موضع قدرت دیگران را مسخره کنند و این بدترین نوع تمسخر در جهان است.اگر متوجه باشید همه ی سران اروپا به نوعی در تبعیت از امریکا اند اما فقط برای اینکه مسخره شوند.یعنی تاثیر مسخره کردن امریکا برای اروپا خوشایند است و بالعکس چون این را ساخته و  به حال خود رها کرده و در آن  سهم دارد.مثل شخصی که فرزند نامشروع ساخته و یکدیگر را مسخره می کنند و از تمسخر هم لذت می برند با این فرق که فرزند آن پیری زود رس دارد و پیرتر از خودش است.یعنی اروپا بار سنگین خرابکاری را بر امریکا نهاده اما خودش ابزار نظامی آن است.چون به طور کلی رویکرد امریکا برای تمسخر جهان ادعای وارونه است یعنی دروغ.چنین چیزی برای به بردگی کشاندن اذهان با پرده دری است.مثل اینکه می کشد در حالی که گفته حمایت می کند.بدیهی است وقت کشتن ،بلافاصله پس از حمایت، تهدید می کند(البته تا به حال اینطور بوده)و پیش از آن تهدید و حمایت را با هم به کار می بندد(اگرچه اذهان عموم متوجه نشوند)به هر شکل این وضع مخرب که البته فقط مقداری از آن شرح داده شد،به دلیل خوی شیطانی برتری جویی و قدرت طلبی شیطانی است.بدیهی است در جنگ اوکراین نقش اروپا پر رنگ و میانجی گری امریکا بسیار پر رنگ تر است و مهمترین قدرت نظامی یعنی روسیه که در مقابل امریکا و اروپا قرار رارد از طریق اوکراین که جزئی از شوروی بوده در چالش قرار می گیرد تا امریکا به عنوان میانجی وارد شود.از طرفی همه ی جهان را هم با اسرائیل جعلی مواجه می کند تا به مرور نوعی تغییر فرهنگ و سرسپردگی را ایجاد کند وقتی این دو کنار هم دیده می شود متوجه ی استثمار توسط عوامل بومی می شویم،که حتما با جنایت همراه است.پس صنعت نفوذ و تبلیغات آن به طور وارونه به استثمار توسط عوامل بومی منجر می شود و عوامل بومی همواره در معرض تهدید و حمایت تا رسیدن به حمایت دروغین و حذف فوری می باشند و البته رویای اینکه نوعی سردمدار اروپایی یا امریکایی باشند از آنان قطع نمی شود.پس قبله ی آمال جنایتکار سیاست زده که آن سواد شیطانی را بدست می آورد رقابت برای رسیدن به سردمداری در سیستم اروپایی یا امریکایی است.اما این بیشتر کثافتی است که به آن اشخاصی که به طور موذیانه در سیستم اروپایی یا امریکایی وارد می شوند می رسد.و این باتلاق نجس اروپایی ها و امریکایی های حامی جنایت که موذیانه در پشت صحنه هستند را در سیستم پائین دست غرق می کند.یعنی این غرق شدن در کثافت خواسته ی اصلی همه ی موذی منشان جهان امروز است و یا برخی موذی منشان اطلاع ندارند یا اسباب آن برایشان هنوز ممکن نشده.بنابراین پیشروی گرگ فایده ی رفاه جنایتکارانه را ،و حمایت موذیانه و روباه صفتانه رفا محتاطانه را رقم می زند و همه ی اینها بسته به جنایت است.و عصاره ی آن اسرائیل جعلی است.بنابراین ذهن مخرب با بمب و اسحله مخرب،و ذهن موذی با حمایت و فراهم سازی ابزار مخرب و فراهم سازی تبلیغات وارونه ی مخرب چیزی است که در درون خود تبلیغات و رفاه پست تر از حیوان را دارد.برای اینکه این سیستم کار کند و جهان را در اختیار بگیرد لازم دارد از هر بعد خودش چیزی را به اطراف پرتاب کند تا به مرور دیگران مورد پذیرش واقع شوند و خود این تبلیغِ وارونه است.بدین ترتیب کشورهای آسیایی و افریقایی و انسان های دارای تمدن خود امریکا و اروپا را فریب به رفتن در باتلاق می دهد.اما با یک پدیده ی مقاومتی روبرو می شود یعنی دو بُعد مقاومت وجود دارد.فطری یا غیر فطری.بعدی غیر فطری که در امریکا و اروپا حادث می شود و برای آن باتلاق می افتد، بعدی که از انسان های متمدن خود امریکا و اروپا حادث می شود و فطری است،بعدی که از آسیا و افریقا حادث می شود که غیر فطری است و برای آن باتلاق می افتد و بعدی که در آسیا و افریقا حادث می شود و فطری است.تاکنون روش تهدید و حمایت، تا پیش از حمایت دروغین و کشتن یا حذف فوری برای عوامل با بعد غیر فطری حادث شده است.به عنوان مثال صدام بعد غیر فطری داشت و همواره با تهدید و حمایت آن سیستم منحوس مواجه بود و در پایان آن را حذف کردند اگرچه خیلی از مسائل برای اذهان از چگونگی آخرین حمایت دروغین و حذف فوری آن واضح نباشد چون شگرد سیستم شیطانی این بوده.
به هر شکل برای ابعاد فطری که غیر قابل تغییر و تسلیم نشدنی اند از رویکرد تهدید و حذف بهره می برد.یعنی ادعای حمایت ،به علت اینکه گفتیم سیستم برای اینکه همه گیر شود از درون خودش به اطرف می پراکند،بدیهیات آن است و نمی تواند فهم کند کدام بعد فطری مقاومت کرده و کدام بعد غیر فطری مقاومت کرده بلکه چون سیستم شیطانی است و در باتلاق غرق شده است و باتلاق جنایت و رفاه را با زباله ای از رفاه زدگی توجیه می کند، در وضعیت نحس پراکنی است چون سرشت آن نحس است ،پس فقط متوجه می شود با مقاومت مواجه شده و نمی تواند بفهمد مقاومت فطری است یا غیر فطری.پس می خواهد مقاومت را از بین ببرد و غیر فطری را پس از حمایت و تهدید و غلبه حذف می کند و فطری را پس از تهدید و توهّم غلبه حذف می کند.چون غیر فطری حمایت سست بنیان می پذیرد اما فطری نمی پذیرد.
توضیح اینکه فطرت بنیادی محکم و بی خدشه است که از فطرت حمایت می کند و غیرفطری توان فهم آن را ندارد اما چون فطرت حذف نشدنی است و غیر فطری در پی حذف فطرت است،پس فقط نوع وهم از حذف فطرت برای غیر فطرت ممکن می شود که مثلا وهم می کند با حذف یا کشتن شخص مقاومت آن شخص از بین رفته اما چون آن شخص فطرت پاک داشته مدام با مقاومت آن مواجه می شود و مدام وهم می کند که از بین برده تا اینکه خودش نابود می شود.یعنی غلبه ی فطرت بر غیر فطرت بدیهی است.نکته ای هم وجود دارد در رابطه با اختلاط فطرت با غیر فطرت که در برخی اینچنین است و شخص ممکن است قدری به غیر فطرت خلط شده باشد که در پی رفع آن تلاش کند البته همین اصالتِ فطری است و غلبه ی فطرت را می رساند یعنی شخصیت فطری دارد.امتحان در آفرینش طوری است که در نهایت فطرت بر غیر فطرت غلبه می کند و پست تر از حیواناتی مانند تدامپ و نتانیاهو نابود می  شوند و اشخاص با فطرت الهی همواره می مانند اگرچه در واقعیت کشته شوند.همین موضوع اسرار غیب و زندگی پس از مرگ را هم ایجاب می کند.
موضوع دعوای خیر و شر به محو ظلم در آفرینش مربوط می شود و ظلم ماهیتی است که از فطرت دور می شود و از بین می رود.پس ظلم ماهیتی که فرضاً گفته شود فلان موجود که در فطرت خود می باشد چون از فلان موجود که آن هم در فطرت خود می باشد در مراتب بالاتری است ،پس این ظلم است،نمی باشد.بلکه این فرض غلط و ظلم است.پس مطابق با عدل هر فطرتی در جای صحیح آن سرشته شده است و فطرت الله بر همه ی امور حکم فرماست.لذا امر رسالت و وحی قرآن به آخرین پیامبر(ص) برای از بین بردن ظلم در همه ی ابعاد آن بوده است.نکته ی مهم این است که پیش از رسالت پیامبر(ص)فطرت الله حکم فرما بر همه ی امور در جهت از بین بردن ظلم در همه ی ابعاد بوده است به طوری که الله،زندگی صحیح و همه ی ابعاد مبارزه با همه ی ظلم را تا از بین رفتن ظلم به طور کامل به آخرین پیامبر(ص)وحی می فرماید.پس امور رسالت و وحی قرآن برای تحقق کامل ،امور فطری و از فطرت الله است.در قرآن چنین آمده که هر قومی اجلی دارد یا هر امتی اجلی دارد و در مواردی اجل مسمّی آمده  است.عالمان و مفسران وظیفه ی رساندن بینش صحیح از معارف قرآن را دارند و اختلاف با آیات قرآن در تفسیر یا برداشت ظلم می باشد و با فطرت مغایرت دارد.به هر شکل لازم است برای فهم معارف قرآن آن معارف را به نحو صحیح تفسیر کرد و به کار برد.در رابطه با دعوای خیر و شر، شر برخلاف قرآن یا آیاتی که مخالف شر است "که البته تمام قرآن چنین است" یا تغییر یا تحول و یا کنار گذاشتن قرآن را مطرح می کند که ظلم نابخشودنی است.همچنین چون امر رسالت بر عهده ی پیامبر(ص)نهاده شده است،جبهه ی شر در پی حذف پیامبر(ص)از دین اسلام رفته و می رود و مورد بدیهی که جبهه ی شر خود را در مواجه آن می بیند عذاب و اجلی است که خداوند بارها در قرآن وعده ی آن را داده است که در مواجه با این به پیامبر(ص)عنوان می کنند چه موقع این عذاب می رسد؟که خداوند در قرآن خطاب به پیامبر(ص)وحی می فرماید اگر تو مشاهده کنی یا وفات یابی این مهم یعنی از بین رفتن ظلم به طور کامل تحقق می یابد.(البته این توضیحات کوتاه از تفسیر آیات مربوطه است و خود آیات در قرآن به نحو احسن بیان فرموده است)در مورد وفات پیامبر(ص)نیز در آیه ای موضوع کشته شدن یا رفتن از دنیا به مرگ طبیعی و البته با توجه به تفسیری صحیح که دارد وحی شده است.یعنی مطمئناً خداوند در مقابل مشرکین و کفار و منافقین ،تا تحقق کامل قرآن به رسالت آخرین پیامبر(ص)قرار دارد و چگونگی امور تا اجل قطعی همه ی ظلم ها را برای اوضاع پس از وفات یا شهادت پیامبر(ص)به پیامبر(ص)وحی فرموده مگر مواردی که قرار نبوده خود پیامبر(ص)در آن موقع اطلاع داشته باشد.از مواردی که وحی شده رهبری و امامت پس از ایشان می باشد.و برای پی بردن به اصالت ولایت علی ابن ابی طالب(ع)و اهل بیت پیامبر(ص) و ولایت فقیه مطلقه و معتبر ،همین کافی است که بفهمیم این عزیزان فقط در جهت فطرت الله و در پیروی الله و رسول الله و قرآن بوده و هستند و خواهند بود.یعنی این مهم در قرآن موجود است و چون عامل مانع تحریف قرآن ،الله می باشد، قرآن به هیچ شکل ممکن تحریف نخواهد شد.پس عامل نهایی برای از بین بردن ظلم، الله است چون از ابتدا الله بوده است.حال به این می رسیم که الله ظلم را در نپذیرفتن رسالت پیامبر(ص)و امامت علی(ع)تا امامت بقیّة الله(عج)محاکمه می کند و از بین می برد.بنابراین پیش از قیامت هم وعده ی عذاب داده است یعنی اجل ها آمد شد داشته اند و دارند و عذاب ها از فرد گرفته تا اجتماع تحقق می یابد امّا یک اجل قطعی که غلبه ی نهایی بر همه ی ظلم هاست پیش از قیامت تحقق می یابد که وعده ی الهی است.یعنی اختلاط حق و باطل پس از هر اجل در قرآن ذکر شده امّا در اجل نهایی آن طور که در قرآن آمده حق کاملاً باطل را آن طور که باید مقابل خود می بیند و بر باطل غلبه نهایی می کند.این مهم در قرآن آمده امّا پس از رسالت پیامبر(ص)تاکنون تحقق نیافته است لذا تحقق یافتن آن حتمی و قطعی بوده و پیش از مکر اشرار ،الله سریع ترین مکر را برای افتادن مخالفان الله به محاکمه و از بین رفتن به سرانجام رسانده است.مخالفت با الله همان مخالفت با فطرت الله و همان مخالفت با پیامبران(ع)و پیامبر(ص)وهمان مخالفت با قرآن و هر کتاب آسمانی پیش از قرآن و همان مخالفت با اهل بیت پیامبر(ص) و همان مخالفت با هر امر فطری الهی و همان مخالفت با ولایت فقیه مطلقه و معتبر است.
بنابراین هیچ موقعی تا روز قیامت وقتی بر بشر نخواهد گذشت که تسلیم شدن به اسلام حقیقی و یا مخالفت با اسلام حقیقی را در کارنامه ی خود نداشته باشد، یعنی دین اسلام حقیقی محکم و پاینده تا روز قیامت است و اشخاصی که تسلیم دین اسلام حقیقی می شوند به سعادت می رسند و اشخاصی که مخالف دین اسلام حقیقی می شوند به عذاب گرفتار می شوند و مهم تر این که دین اسلام به رسالت آخرین پیامبر(ص)و امامت اهل بیت پیامبر(ص)اموری که فطرت الهی را بر غیر فطرت الهی در دنیا غلبه می دهد ،کاملاً اجرا می کند و تابع هیچ اختلافی نیست.
تَمّت.
۱۸ دی ۰۴ ، ۰۱:۴۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱

به مناسبت شهادت با سعادت حضرت زینب سلام الله علیها

زینب(س)ای صبور تر ز آفتابِ زندگی
زینب(س)ای قریب تر ز آفتابِ بندگی
آسمان رسید پیش پای پاکِ آن نبی(ص)
می رسید صبر زینب(س)از مِلاکِ آن نبی(ص)
۱۶ دی ۰۴ ، ۱۲:۱۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

به مناسبت تولّد با سعادت حضرت امام علی(ع)و سال روز شهادت با سعادت حاج قاسم سلیمانی

بیمِ آشوب به دشمن برسد وقت نبرد
بیمِ آشوب همی گشت ز الله به طرد
می رود توطئه هر دم به مجازات ستم
عجله هایش شده آشوب و آشوب و درد
اینکه اسلام به پیشش شده آشوب و ظلم
حُکمِ نافذ بدهد بر همه اجماع و فرد
یا علی(ع)حُکمِ تو آمد به جهان در همه وقت
آن سلیمان(ع) به تو آمد نه به هر زوزه ی زرد
یا مُحمَّد(ص)فقط از رسمِ تو آمد به جهان
راهُ رسمی که خداوند بر آئینِ تو کرد 
می رسد رسمِ سلیمان(ع)به سلیمانی ها
راهِ اسلام چه امن است چنان بر زنُ مرد
 
از مُحمَّد(ص)شده این رسمِ بهاران
سیزده بار نوشتند علی(ع)در همه دوران
چارده غیب شود پیشِ نگاهش
سیزده غایبِ اصلی و یکی هست چو باران
کعبه از روزنه ای غیب که ثابت به مُحمَّد(ص) 
باز آن روزنه در غیب چه رازیست به یاران
بارشی غیب که از سوی خداوند ببارد
باز از روزنه ای غیب که رازیست به یاران
یک تن آمد چه توانا و توانا و توانا
یا مُحمَّد(ص)و علی(ع)یک تنُ هر ضربِ هزاران
 
چند راهکار قابل انجام و بی ضرر برای دولت جمهوری اسلامی برای رفع مشکلات فعلی:
۱.بستن راه های ارتباط خارجی بیگانه و خارج از قوانین جمهوری اسلامی و استفاده از ارتباط مجازی داخلی مطابق قانون جمهوری اسلامی با نظارت و اقدام همیشگی
۲.ایجاد نهادهای مردمی در جهت آسیب شناسی و رفع آسیب ها،حمایت از اقشار نظامی و انتظامی مملکت و تلاش برای رسیدن به امنیّت کامل
۳.ایجاد نهاد تثبیت قیمت ها و افزایش ارزش پول ملّی و مبارزه با واسطه گری های سوء استفاده گر
۴.تلاش و اقدام در جهت افزایش تاثیر درآمد اقتصادی در رفع نیازهای اقتصادی و اجتماعی آحاد مردم و جبران خسارت های وارد آمده با همکاری مردم
۵.تسلیم در برابر خواست الهی و پیامبر(ص)و اهل بیت ایشان(ع)و ولایت فقیه
۶.توجه و اهتمام به زندگی زاهدانه ی خود و مسئولین تحت امر و پرهیز حمایت از انباشت ظالمانه ی سرمایه  که وضع مردم را به این روز انداخته.
۱۲ دی ۰۴ ، ۲۳:۲۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱

به عشق جواد الائمّه(ع)

بیا با این جهانم عشق بازی کن جواد الائمّه(ع)
جهانم بی تو پوچی شد و شد بی بُن جواد الائمّه(ع)
به پوچی می رسد افعال هر مردم ز آفات نحس
ز مردم می رود نحسی ز مولا چون جواد الائمّه(ع)
جواد(ع)عشق آفرینشست
دلم به عشق پاک او شکست
سرم به سمت سوز او رسید
غمم به پای صحبتش نشست
همیشه میل بد به من نخواست
سراب میل بد ز من گسست
حضور او تمام هر شروع
تمام کرد هرچه بودُ هست
ولی به امتحان رسیده ایم
جدا شود وجودمان ز پست
 
۱۰ دی ۰۴ ، ۱۹:۴۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱

تذکُّر

ای سعودی توبه کن سوی خداوندِ علی(جلَّ جلاله)
کعبه باید بشود خصمِ ستم جهرُ جلی
می شود پاک گناهان چو رَود آفتِ کفر
بسته ای راه خداوند به راهی بدلی
کفر آخر به مکافات رسد از همه جا
راه الله نگردد به جهان در کسلی
والسّلام این شده توصیّه ی الله و رَبّ
صبر وقتی که سرآید بِکُشد آن دغلی
گر خلاف از ره الله به پایان نرسد
می رسد مثل سلف ها به سعودی اجلی
گفته مشهود مکافات تو این شعر رسول
سنَّت الله مُحوَّل و مُبدَّل نشود،هو ازلی
۰۸ دی ۰۴ ، ۲۳:۱۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱

لیلة الرَّغائب و ماه رجب

جمعه شب رغبتِ صحبت به تو آمد به وجود
هر جهان جلوه ی جنَّت ز تو آمد به وجود
از تو آمد به جهان جلوه ی تجدید وجود
در رجب جاده ی رجحت ز تو آمد به وجود
جز تو فرجام ز انجام نگردد ز سجود
از تو آمد به جهان حضرتِ حجَّت(عج)به وجود
۰۵ دی ۰۴ ، ۲۳:۳۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱

وصل اسلام

به آدم(ع)مانده از الله راه از وصل اسلام
دهد با نوح(ع) آبی بر بشر با غسل اسلام
ستمکاران به دوزخ فعل می بردند فرجام 
ز ابراهیم(ع)آمد عاقبت هر نسل اسلام
و موسی(ع)نیل را هم می شکافد با عصایش
به عیسی(ع)سبز بودن سرو بودن مثل اسلام
بماند سبز سروی آنچان در پیش الله
مُحمَّد(ص) سبز گشتن سرو ماندن اصل اسلام
بقا دارد چنین سروی به مؤمن ها ز الله
ستم ها سوی دوزخ رفت در هر فصل اسلام
هو الحیُّ القیّوم و بقیَّة الله قائم(عج)
بماند در جهان همواره راه از وصل اسلام
 
۰۵ دی ۰۴ ، ۰۱:۰۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱

به مناسبت شهادت با سعادت امام هادی علیهمُ السّلام

آه مهمّی ز نهایت شده از عهد ستم
 هرچه خواهی که دهد از همه هیزم به شکم
آتشی شعله کشد در شکمی نوش به شر
شرح این شعله ی آتش بشنو بیش، نه کم
 هرچه از هیزم هاری به نهایت بدهد
فحش راحت و فواحش ز حرامی تو نخر
هاتفی عهد مهمّی بدهد در همه جا
عهد هادی(ع) که به مهدی(عج)اثری پاک گوهر
راه قرآن شده برنامه ی میزان و شفا
این چنین هست ز الله هدایت به ثمر 
 
۰۳ دی ۰۴ ، ۲۱:۱۳ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

به مناسبت فرا رسیدن ولادت با سعادت حضرت فاطمة الزَّهرا(س)

فهم این فاصله در دفعِ جفا هست فقط
فصلِ نافذ همه در وصلِ شفا هست فقط
فاطر از فطرَتِ مخفی نفَسی فاطمه(س)زد 
فطرِ آن فاطمه(س)ایلافِ وفا هست فقط
یا علی(ع)فاطمه(س)در وصل تو آمد به جهان
از مُحمَّد(ص)به تو شد فاطمه(س)آثارِ عیان
جزر از جاذبه ات مد بکشد باز به خود
آب باران که به آداب تو زد مد به جهان
 از ازل هیچ تعامل نشود بهرِ ستم
گشته گهواره ی گیتی چه هماهنگ روان
در تعامل چه هماهنگ به عدل است روان
در تعادل ز ستم هست گران بر دگران
در فسادی که بیفتد به سرابی و عذاب
ظلم باید برود بهر تعامل نگران
در شتابی که رسانید جهان را به علی(ع)
وزن مظلوم تعامل به عدالت و امان
یا علی(ع)عدل تو بر هر چه تعادل چه نهان
یا علی(ع)رسم ستم را به سرابش برهان
هر ریا کار و ستمکارِ سراب پیشه در هر جا و هر زمان ادّعای تعامل با ستمکاران و فاسدان را مطرح کند باطل و به فناست.در مواجه ی اسلام با ستم،ستم تا حدی مانع اسلام می شود و معادلاتی که اسلام بر آن حکم فرماست و ستم را گرفتار می کند ، شکل می گیرد بی آنکه تعاملی با ظلم به وجود آید.پیامبر(ص) و علی(ع)حاکم بر همه امور بوده اند و روش مبارزه با ظلم را تا نهایت بنیان نهاده اند بنابراین روش اسلام از بین بردن بساط ظلم(رژیم صهیونی و عوامل آن در برهه ی فعلی)می باشد و هر مسلمان نمایی و اسلام نمایی که این روش را ندارد در معادلات ظلم به از بین رفتن منتهی می شود،همچنین آنان که در سایر ادیان هستند باید بدانند پیروی یا حمایت از حاکمیّت صهیونی-امریکایی آنان را به ورطه ی نابودی می کشاند چون آن ورطه ی غلط تعادل را هم بر نمی تابد و محکوم به نابودی است.
مشق شهادت:
مشق شهادت شده از شعله ی شمعی به شهید
 پر بِتَپد پیش پگاهی که به پروانه تپید
چون که نچسبد به چرایی شده چابک چو به کوچ
کوچه و هر کوچه چنین چید و این چاره چمید 
مژده که این ژاله ی خونین مژِگان را همه شست 
 در شهدا شمعِ شهادت شدُ آغوش کشید     

 

۲۰ آذر ۰۴ ، ۰۲:۳۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱

حیَّ لایموت

تمام نقد من به این شکاف واقعی روان
عجب علامتی نهفته در عرب و عاملان
علی(ع)علامتی که می دهد علاج ننگ عار
عذاب عاملان فتنه واقعیَّتی نهان
شکاف می خورد جهان ز دجل درد بر شفا
سقوط می کند هوس به سوی دجل آن خران
مقاومت سلاح گرم ماندگار می شود 
فقط همین سلاح گرم می کِشد به خود جهان
عیان شود که هر چه خر چه خوار باخت بی سکوت
حریف کفرُ هر ستم همیشه حیِّ لا یموت
حروف حمله بر ستم همیشگیست ای رسول
قسم به قامتی ز هو قیام کرده در قنوت
مرا در رنج عالم می کشیدند
مرا از رنج باطل می بریدند
جدا ماندم ز آن سختی به این رنج
به راهی در مناجاتم رسیدند
شبیه گُل چه می آید به باغی
شبیه دل چه می گردد چراغی
همین که شبه ای زاید غباری
فراغ غم بغل می کرد داغی
۱۹ آذر ۰۴ ، ۰۱:۱۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱

به مناسبت سال روز وفات حضرت امُّ البنین(س)و روز تکریم مادران و همسران شهدا

دلبری پیش علی(ع)رسم ابولفضل(ع)رساند
مادری عشق حسین(ع)را به ابوالفضل(ع)نهاند
بهر پابوس حسین(ع) اذن ابوالفضل(ع)رسید
یا حسین(ع)گفت علی(ع)،ره به ابولفضل(ع)کشاند
جا نمان از ره این قافله هر جا تو رسول
آدم از وقت ازل توبه به این فضل رساند 
فضل او آیه ی هو رسم نکو رازِ مگوی
دست هو بودُ ز آن فضل ابولفضل(ع)نشاند 
شر که از پیکر آدم(ع)بشود دور و محو
لعن شد چون که به راهی ز ابوالفضل(ع)نماند 
۱۴ آذر ۰۴ ، ۱۲:۴۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱

به مناسبت هفته بسیج.

فصل رفتن ز موانع و مسیری همه خار
فصل افتادنِ صدها گره در آن همه کار
فصل رفتن و رسیدن به شهادت و بسیج
وصل دائم به همینست که باشد همه یار
یار مظلوم بسیجی که به ظالم شده خار
غیرِ الله و فرمانده ی خود زد به کنار
تا ببیند همه دستورِ ولی امرِ عزیز
دور گردید ز دجّال و  نیرنگ سوار
ضدِّ جمهوریِ اسلامیِ ایران به فناست 
می فریبد همه مردم به سرابی چو غبار
می رود رسم ستم سوی سراشیب سراب
می رسد رسم ستم سوی خودش پوچُ ندار 
 
 
۰۸ آذر ۰۴ ، ۲۰:۴۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱

به مناسبت شهادت حضرت فاطمة الزّهرا(س)

یاد آن روز که عطرت همه از بوی خداوند رسید
نور عشقت به علی(ع) سر زدُ از روی خداوند رسید
قدرُ تقدیرِ علی(ع)با تو،تو ای فاطمه(س)در وصل علی(ع)
با تو در بیتِ نبوَّت به امامت که فقط کوی خداوند رسید
ظلم آمد و به غارت همه جا را شبِ بیهوده کشاند
در تبی بی تو علی(ع)رفت و بازوی خداوند رسید
تب نمی کرد علی(ع)با تو،تو ای یک تنه در بطنِ علی(ع)
با تو یک تن شدُ تابید به تقدیر فقط سوی خداوند رسید
دست عبّاس(ع)رسانید حسین(ع)را به سلامت به علی(ع)
دست در دست علی(ع)بست به باروی خداوند رسید
چون بتی خوار بیفتند ستم ها ز توان در همه تردید و ترس
این تویی عترتِ(ع)تابان به علی(ع)ثبت که از سوی خداوند رسید
 
غروب کرد آفتاب زندگیِ عاشقانه در علی(ع)
طلوع کرد آفتاب بندگیِ عارفانه در علی(ع)
تمام زندگی ز وصلِ این غروب هست تا طلوعِ آن
تمام بود زندگی و بندگیِ عالمانه در علی(ع)
کبیرتر امیرتر و بهتر از هر آنچه هست در زمین
فقط رسولِ(ص)اوست بهترین مقامِ جاودانه در علی(ع)
مُحمَّد(ص)از مقام خود به آسمانِ او رسید از ازل
 بربِّ کعبه فزتُ گفت با سه نفسِ مطمئنّه در علی(ع)
نفوذ نور اوست بر موانعی که بسته است راه نور
نمی رود نفوذ هرچه حلیه های موزیانه، در علی(ع)
کلام آفرینش از برای میل آدمی به نور او
نمی رسد هوس و میل بی شرف و ابلهانه، در علی(ع)
حروف اوَّلین بشارت از نبیِّ مرسلین(ص)بقای او
فرار هرچه رجس از تمامِ نظم صادقانه در علی(ع)

علی علی علی علی علی علی علی علی علی علی

علی علی علی علی علی کلام مخلصانه در علی(ع)

 
۰۲ آذر ۰۴ ، ۰۲:۱۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱

ایثار صابران

 

الماس سرخ شسته به ایثار صابران
بی سر رساند سینِ حسین(ع)حسنِ بیکران
محکم به صبح صادقِ آثار مصطفی(ص)
خاتم ز خون زخم حسین(ع)خاتمی گران
فاطر دهد به فاطمه(س)فطرت فقط علی(ع)
عالی شود به علَّتِ عالم علی(ع)عیان
حک شد حسن(ع)به حامدُ محسن به حُسن او
حجَّت دهد حسن(ع)رهِ احسان حسینمان(ع)
عدل آمد از علی ابن الحسین(ع)در دعا
باز این چه شورشت که باقر(ع)به دین نهان
صدرش به صبح صادقِ(ع) تصمیم صابران 
کامل حسین(ع)رسانده کلامی که کاظم(ع)است
رضوانِ خضر(ع)،عرض رضا(ع)،نبضِ عیسوی(ع)
تقوای متّقی ز تقی(ع)قوَّتش روان
هادی(ع)که می دهد رهِ مهدی(عج)به هر جهت
حرفی که مانده حاضرِ حیَّ از حسن(ع)نهان
مهدی(عج)حسینِ(ع)حیدرِ کرّارُ(ع)مصطفی(ص)
فکری ز فقه فاطمه(س)آورده هر زمان
راه از امام خامنه ای از حسین(ع)رسد
سیر از عمودِ عالَمِ اسلام در میان
آخر خزان به سر بخَزَد در حضور او
تا هر شرور یا که منافق رَوَد ز آن
رفت هر رسول، راه خزان را به سادگی
ره دیده از قنوتِ  امامت(عج) به هر جهان
(همواره امام حسن(ع)با صلحی که به مدلسان تحمیل فرموده است،تحمیل جنگ بر فاجران را با امام حسین(ع)محقّق فرموده است و این مهم توسط  حضرت محمَّد(ص) و حضرت علی(ع)و رهروانشان از آغاز بنا نهاده شده تا پس از سیر مشخصِ مقابله ای که سقوط تدلیس به فسق و فجور را محاکمه نماید، به ظهور حق و سقوط باطل به طور نهایی تمام شود.بنابراین در برهه ای که این سیر مشخص طی می شود هستیم که به آغاز محکم آن اتّکا دارد و پیشرفت کامل داشته است و تا کامل شدن نهایی استحکام کافی را دارد که تکیّه به آن(دین اسلام با محوریّت امامت حضرت ولی عصر(عج)که همان مفاهیم ولایت مطلقه ی فقیه و هم اکنون به امامت سیّد علی خامنه ای می باشد) لازم و کافی است.)
شب چه تب کرد به داغی ز حسین ابن علی(ع)
صبح در نور چراغی ز حسین ابن علی(ع)
ظهر تا عصر ظهوری به نظامی ز علی(ع)
باز هر شب به فراغی ز حسین ابن علی(ع)
عالم از پایه ندارد هیجان بهر ستم
مرگ بر هر چه ستم تا برود سوی عدم/مرگ بر ترامپ و سردمداران اسرائیل جعلی و سردمداران جنایتکار امریکا
فصلِ غیبت شده در وصلِ حضورش به جهان
این چه شمعی که به هر نور شرر داد اَتَم
صبح صادق ز دعاهای علی ابن حسین(ع) 
ظهر ظاهر به سجایای علی ابن حسین(ع)
عصر حاضر به عدالت و امامت ز علی(ع) 
شب شود وصل به فردای علی ابن حسین(ع)
 
آمد از الله رسم از باقری ها با سلامی
حجِّ حاجی زاده ها شد چون حسین حاجیِ نامی(ع)
صحبت آمد از شهیدان صد هزاران مردِ میدان
کینه داری از شهیدان ای حرامی ای حرامی
صحنه ای در پیش رویت صحنه ای در وقت خوابت
خواب راحت را نداری دَم به دَم دائم به دامی
مثل باران در بهاران صد هزاران در هزاران
از شهیدان مرد میدان گشته جاری از کلامی
آنچه باشد در وجودت یا به رفتاری که داری
پوچ باشد هیچ باشد نوچه ای ناپخته خامی
حرف آخر مثل اوّل می شود سرمشق باور
در جهان جایی نداری چون که ظلمی نا تمامی
گر بیفتد عطسه ای از قهر مظلومان عالم
می رود آسان مرض ها چون که می رفت از زکامی
می برد الله جانت را به دوزخ تا بسوزی
چون نپختی خام ظلمت مانده ای در بی مرامی
انگلستان زاد امریکا و اسرائیل جعلی
پوچ چیزی چون بزاید هیچ شد در بی دوامی
ظلم کی دارد قوامی؟ ای حرامی ای حرامی
ظلم کی دارد دوامی؟ ای حرامی ای حرامی
 
کربلا راه شهادت می دهی
جانمان در رهِ راهت می نهی
صبر کن تا که بمانم در رهت
زندگی با تو تو با من همرهی
رسم شر گشته به عالم بی ثمر
هرچه افتاده جهان در کوتهی
تیر محکم به شروران می زنی
رسم فرعون به جهان در گمرهی
راه محکم ز علی(ع)ای کربلا
بهر الله تویی سروی سهی
 
راه موسی(ع)به خداوند توانا برسد
راه عیسی(ع)به چو موسی(ع)همه خوانا برسد
راه فرعون به جهنّم و مجازات رسد
آیه در غزّه و سوریه به دانا برسد
زود از رسم ستمگر تو جدا باش بشر
که به فرعون ز علی جلَّ جلاله دوزخِ مانا برسد
آنکه چسبید به فرعون شده در آتشِ داغ
گرچه از نیلُ فراتی به تمنّا برسد
یا علی(ع)پیش مُحمَّد(ص)تو دعایی برسان
تا که سوریه و هم غزّه به یک نا برسد
 
زود باید ز جهان سیطره از کفر روَد 
شرق باید ز شروران همه بی باک شود
دیر شد چاره ی نزدیک که این وضع رسید
چون ضرر منع که شد صد برسد،هست نوَد
 
کشورهای آسیایی می بایست ملزم به رعایت نظم مطابق معیار خودشان با رایزنی و گفتمان صحیح بشوند و مانع دخالت غرب و امریکا در منطقه ی خودشان شوند.کشورهای آسیایی از گذشته دخالت در غرب و امریکا نداشته اند اما لازم است برای منع دخالت غرب و امریکا در تجزیه کشورهای مستکبر اقدام کنند،منابع مالی و نظامی غرب و امریکا را در آسیا مصادره و تحریم کنند،رژیم صهیونیستی را تا از بین رفتن در انزوا ،تحریم و سرکوب کنند تا مرزهای سیاسی و جغرافیایی کشورها با رایزنی صحیح مستحکم تر شود.جلوی ضرر دخالت و سلطه جویی مستکبران خصوصاً غرب و امریکا باید گرفته شود.
شکار مرده یا شکارچی مرده:
به مرگ رفت شیرها نماند جنگلی
شکار شد شکار چی برای انگلی
ترامپ شد شکارچیِ  بی توانِ غرب
شکار شد خودش به صهیونیستی به ضرب
ز مردِ مرده شیر های غرب شکار شد
ز خون شیرها که خورد مستُ هار شد
به مرگ رفت شیر ها و ماند انگلی
شکارچی که تیر زد به خود به باطلی
(آیا نباید اسرائیل جعلی منحل شود و صلح در جهان به جای خون ریزی و خون خواری حاکم شود؟مسئولیت این کار برعهده ی جهان خصوصاً غرب است و هم اکنون کشورهای عربی و کشورهایی که توان لازم را دارند،مسئولیت شکستن حصار برای کمک رسانی به فلسطین را دارند.هیچ کس نمی تواند روزی دیگری را تصاحب کند و توهّم تصاحب روزی دیگران امراض روحی و جسمی است که سردمداران رژیم صهیونیستی را همچون انگل ساخته و آن انگل از غرب و امریکا و مستکبران دیگر تغذیه می کند و نمی تواند از روزی حلال بهره ببرد چون اسرائیل نام دیگر حضرت یعقوب(ع) است که کاملاً به حلال مقیّد بوده است و جعل کشور به نام کسی که هیچگاه نپذیرفته و نخواهد پذیرفت کاملاً حرام و باطل است و منجر به مرگ می شود.در نهایت مرگ هم روزی همه ی آحاد بشر است بسیاری به مرگ حرام و باطل می روند و بسیاری در مقابله با باطل به مرگ حلال و جوار الهی می رسند. اما نکته ی مهم این است که عذاب دنیا برای آنان که به سمت آن باطل و عادی سازی آن رفته اند بدیهی و حتمی است چه رسد به عذاب آخرت.)
 
غرب و عربِ ستمکار و شروران جهان(که چکیده ی آنان اسرائیل جعلی است) در مقابل عربِ مظلوم و غربی های در فقر فرهنگ و مستضعفان جهان ،بر خداوندی الله سلطه جویی نابخردانه و ابتر دارند:
میزبان می نگرد کودکِ افسرده و لرزان شده را
میزبان می نگرد بوته ی پژمرده و نالان شده را
شمع ها شعله کشیدند به آفاقِ بشر در همه جا
میزبان می نگرد کفرِ عرب ،غربِ شتابان شده را
شد شتابان به شرارت و شکافی به بشر پیش عرب
غرب در غزّه چه مغرور غروبی همه غلطیده به شب
این شرارت و شقاوت ظالمان را بکشاند به شبی
میزبان می نگرد کعبه ی افتاده به پائین ز غضب
سور ساتی و بساطی هوسی چون به خسی سوی عرب
استخوان های ضعیفان شده نازک و شروران به طرَب 
میزبان می نگرد شب همه پاشیده به هر شرکُ ضرر
میزبان با نگَهش گفت (سیصلی ناراً ذاتَ لَهَب)

وقایع و حوادث جهان معیاری برای فهم راه صحیح به آدمی نمی دهد و آنچه وقایع و حوادث را رقم می زند معیار راه صحیح را در اختیار هر آدمی که فهم صحیح داشته باشد قرار می دهد.کوتاه سخن اینکه قرآن که قول الهی است و از سوی الله جلَّ جلاله به آخرین پیامبر(ص)،توسط جبرئیل(ع)نازل شده است ،معیار راه صحیح را در هر برهه ای در اختیار آدمی با فهم صحیح قرار می دهد.این موهبت الهی حکم می کند همه ی آدمی با فهم صحیح به سوی احوال کعبه دائماً سیر کند و این حرکت برای رسیدن به کعبه و سکنی گزیدن در اطراف آن برای همه ی آدمی با فهم صحیح میسَّر شده است که مطابق با احکام آخرین دین آسمانی یعنی دین اسلام است.

توضیح اینکه آدمی با فهم صحیح در این سیر دائمی و حرکت آسان وظایفش را به نحو احسن انجام می دهد همانند حضرت امام حسن عسکری(ع)و پیشتر از آن همانند حضرت علی ابن موسی الرِّضا(ع)و پیش تر از آن همانند حضرت حسین ابن علی(ع)و پیش از آن همانند حضرت حسن ابن علی(ع)و حضرت علی(ع)و همانند آخرین پیامبر حضرت مُحمَّد(ص)،و این سیر دائمی است و حرکت برای سکنی گزیدن در احوال کعبه ی امن الله از دور ترین منطقه ی واقعی به کعبه تا نزدیک ترین منطقه که مدینه است ختم شده است.یعنی پیامبر خاتم(ص)در مدینه و اهل بیت ایشان(ع)در فواصل واقعی از ایشان تا دورترین منطقه ی تحقّق یافته مانند خراسان در حرکت به احوال کعبه سیر دائمی دارند.سکونت در احوال کعبه (یعنی مکّه) بسیار میسَّر و آسان برای آدمی با فهم صحیح است.ضمن اینکه مأموریت الهی را هم انجام می دهد.این مأموریت در قرآن تحقّق یافته است و حسین ابن علی(ع)به آسانی در احوال کعبه بود که به سمت کربلا برای انجام مأموریت الهی حرکت فرمود.در این برهه نیز سکونت حضرت صاحب الزّمان(عج)در احوال کعبه کاملاً تحقّق یافته و عاری از هرگونه خطری است.و ضمن آن مأموریت حرکت به اقصی نقاط را مطابق خواست الهی دارد.آنچه در قرآن معلوم شده است مربوط به سیر دائمی به احوال کعبه و حرکت به خواست و مأموریت الهی است.بنابراین مطابق آیات صریح قرآن حرکت به سمت کعبه برای سکنی گزیدن در حریم امن الهی برای آدمی با فهم صحیح مسجَّل شده است و حرکت دیگران به سمت کعبه و ابعاد آن که در هر برهه وقوع یافته بی فایده و خارج از دین الهی است که نه امنیّت می آورد و نه آسایش و اگر با نمایش واقعیاتی سعی کنند آسایش یا امنیّت خود ساخته را نشان دهند چیزی شبیه همان نمایش واقعیات دروغین در سایر جاهاست.و باید دانست این واقعیّت سخیف و نمایش آن در مقابله ی علنی با الله جلَّ جلاله موضع گرفته و باید در هم شکسته شود.اگر خوب دقَّت شود حرکت امامان معصوم(ع)و پیامبر(ص)و همه ی پیامبران(ع)در جهت شکستن و از بین بردن مواضع باطل بوده است و همه ی حرکت های صحیح از مسجد الحرام که در اتّصال کامل به مسجد الاقصی است شروع و تشییع شده است.بنابراین در برهه ی فعلی که هجوم به سمت مسجد الحرام و مسجد الاقصی در واقعیّت معلوم گشته بر آدمی با فهم صحیح یا همان مسلمان حقیقی واجب و لازم است که سیر دائم در احوال کعبه و رفت و آمد همیشگی به مسجد الاقصی و هرجا شیوه ی اسلام معیار است اقدام کافی نماید.این موضوع بسیار مهم و اساسی است که در قرآن آمده و در جهان اسلام قابل انکار نیست.پس مسلمانان حقیقی و آدمیان دارای فهم صحیح به جای کشته شدن توسط منکران و واقع نگاران ِدین ستیز ،با اراده ای محکم و با صبر به مرور مرزهای بین مسجد الحرام تا مسجد الاقصی را بشکنند و از آن خود کنند و هر مرزی را از هر جایی تا رسیدن به کعبه بشکنند و از آن خود کنند آنان که توان ندارند هجرت به جاهایی که به این توان کمک کند را الزامی بدانند و اگر بی آنکه دلیل تراشی بوده باشد توان نداشتند احتمال دارد مأموریت آنان در سیر دائمی به کعبه آن طور که در قرآن برای ناتوان آورده، باشد به هر شکل قرآن معیار چگونگی حرکت را کامل مشخص می فرماید.به محض اینکه مرزهای اسلام آنطور که باید در اختیار مظلومان  قرار بگیرد هیچ آثار ناگوار به مانند آنچه در فلسطین و سایر کشورها رخ می دهد ،نخواهد بود و مسائل بیشمار حل می شود.این موارد خواست ذاتی و طبیعی مسلمانان حقیقی و آدم های با فهم صحیح است و مقابله با آن به هر شکلی ابتر و نابود است.

دل اگر در وصل گِل ماندی نمان در این نداری
که اگر در خاکُ گِل ماندی تو از کعبه چه داری؟
بتَکان خاکت به باران گِل برآرد غنچه تا گُل
توبه ای کن کسره را در بهر هر ضمّه بباری
به رقیّه(س)چون دهی دل خاکُ گِل معنا بگیرد
زیر باران غنچه تا گُل بهر یک دل می سپاری
یک دلی آمد به عالم تا دلی در گِل نماند
از مُحمَّد(ص) با علی(ع)این یک دلی گردیده جاری
مقارن به اربعین:
ما در این برهه ی ایثار بخوانیم بخوانیم
اربعین در ره دلدار بمانیم بمانیم
چون که عالم شده همواره به الله سزاوار
با حسین(ع)کعبه به اقصای مناجات رسانیم
مکر تحریف نبوّت و امامت بزدائیم
مسجد الاقصی تا کعبه به قرآن بکِشانیم
پیر گشتن نَبُود مانعِ اصرار به این عدل
عدل آمد همه همواره به این راه جوانیم
غیرِ این راه نباشد چه به هستی و به فردوس
هست پیوسته مسیری  به مساوات و تسنیم
 
شمع تابانِ جهان گشته شهید
نور بارانِ نهان گشته شهید
زیر باران که بتابد به وضوح
رود جاری و روان گشته شهید
می تپد چشمه ی جاری ز شهید
فهم معنای زمان گشته شهید
میوه ای بر سر هر شاخه ی صبح
ریشه در خاکِ گران گشته شهید
می زند با تنه اش آفتِ خصم
برگِ هر دفترِ جان گشته شهید
به مناسبت ۲۸ صفر:
گشته هر شمع شهادت چه شکوفا ز حسن(ع)
آفتابی ز رشادت شده گیرا ز حسن(ع)
می رود کفرُ ستم غرق به دریای عدم
می رسد یکسره آوازه ی مانا ز حسن(ع)
چون حسن(ع)بهر علی(ع)پیش مُحمَّد(ص)پنهان
بطنِ آداب مُحمَّد(ص)شده معنا ز حسن(ع)
ماتُ مبهوت بماند به تماشا همه خصم
بهر عقبی همه دنیا شده برپا ز حسن(ع)
بیش از این بیتِ مُحمَّد(ص)شده هم وزنِ علی(ع)
آخرین صاحبِ عالم(عج)ز حسین(ع)تا ز حسن(ع)
به مناسبت شهادت امام رضا(ع):
بین دولت همه ملّت به مُحمَّد(ص)و علی(ع)
سعی دولت و نظامی به حیاتی که جلی
سعی ایران شده در راه مُحمَّد(ص)و علی(ع)
سعی بیهوده ی ظالم به خودش بود ولی
امریکا مرگ به خود گفته بگو مرگ به آن
مرگ بر آنچه ندارد اثری یا عملی
رسمِ صهیون شده در راه جنون تا به سراب
این چنین رسم ستم شد به سرابی بَدَلی
بی عمل در ره آمال عدم رفت چنان
این چنین بود که الله به شر زد اجلی
تا نگردد ز دغل باز جهان در ره حق
بهر قاهر شده هر دهر چه بی هر دغلی
یا رضا(ع)در ره عشقت ز تو با سیِّد علی
مکر الله چنین داد رضایت ز علی(ع)
شهد شیرینِ شهادت که بنوشید رضا(ع)
هست در راه مُحمَّد(ص)به شفا پیش علی(جلَّ جلاله)
همواره:
نورِ قرآن شده برهان به غیوران
نورِ قرآن شده برهان به شروران
غیرتی نور دهد بهر خداوند
فرق دارد همه دارا و نداران
شر چه ناجور روَد سوی نداری
آسمان نور بگیرد چه شتابان
روز یا شب همه همواره چنین شد
نور،آسان بشود یکسره تابان
معنوی چشمه ی پنهان ز ستم ها
نورِ قرآن ز شهیدان و عزیزان
آن عزیزی که همی هست به غیبت
چون مُحمَّد(ص) و علی(ع)،مهدیِ(عج)دوران
به مناسبت شهادت امام حسن عسکری(ع)و آغاز امامت حضرت صاحب الزَّمان(عج):
نورِ الله ز هر آتشُ هر نار نهان
نور از منشاءِ آتش شده پیدا به جهان
مبتلا شد همه هستی به مُحمَّد(ص)و علی(ع) 
چارده نور ز الله بتابید به آن
هرچه بی نورِ مُحمَّد(ص)و علی(ع)گشته سراب
این چنین شد طبَقاتی که به ظلمت لغزان
سیزده بار نوشتند به هستی و جهان
آخرین نور الهی به سرانجام روان
می رسد یکسره از نور مُحمَّد(ص)و علی(ع)
می شود صاحبِ هر وقت و هر جا و مکان
نیستی در همه عالم بشود دور ز رب
پیش الله روان مهدیِ(عج)صاحب به زمان
هر که در راهِ مُحمَّد(ص)و علی(ع)در رهِ او
آسمانی ز خداوند دهد بر دلُ جان
بقیَّة الله:
نورِ بارانِ شب از لطفِ تو آمد به جهان
پیشِ مظلوم به سر شد همه آثار عیان
ظلم افتاد به کابوسِ خرافاتِ خودش
می گذشتند دقایق ز تپش های نهان
ظلمُ تزویر به انکار مُحمَّد(ص)و علی(ع)
گشت چون صبحِ دروغی به شباهنگ گران
زور بازویِ ابولفضل علمدار(ع)برید
زخم را زد به زمان هرز و بیهوده زبان 
سیزده روز به شب رفته ز تزویرُ ستم
روز آخر که بیایی تو به تجهیزِ زمان
صبحِ صادق بدمد شب ز تو در نور نهان
 شب دگر نیست ز تزویرُ ستم ها نگران
به مناسبت هفته ی وحدت:
نور وحدت ز نبوَّت به امامت برسد
شیعه سُنّی به سرآغازِ شهامت برسد
ظلم بر غزّه ز ابلیس نگون بخت رسید
عدل آید همه از کعبه کرامت برسد
سرزمینی که اثر داد به مظلوم ز آن
پیش پیغمبرِ خاتم(ص)به سلامت برسد
چون نجف یا همه آثارِ مدینه به جهان
سوی الله به الطاف قیامت برسد
یا علی(ع)از رخِ ماهت شده پوشیده زمین
نور خورشید و هر ماه ز نامت برسد

دفتری از تاریخ:

حضرت ابراهیم(ع)دو فرزند به نام های حضرت اسماعیل(ع)و حضرت اسحاق(ع)به یادگار گذاشتند و خداوند در نسل هر کدام از آن فرزندان نعمت های فراوان از جمله همه ی پیامبران(ع)پس از ایشان را قرار داد.شاید نتوان کشف کرد که چگونه همه ی پیامبران(ع)پس از حضرت ابراهیم(ع)از نسل ایشان بوده است امّا به آسانی کشف می شود حضرت عیسی(ع)و حضرت موسی(ع)از نسل حضرت یعقوب(ع)و ایشان از نسل حضرت اسحاق(ع)بوده است.و به آسانی کشف می شود حضرت مُحمَّد(ص)از نسل حضرت اسماعیل(ع)بوده است.خاصیَّتِ نور الله به گونه ای است که الله خودش نور مطلق است و نور های الهی به طور مطلق در مراتبی که همگی به یکتایی الله است روی هم به وحدت رسیده اند بی آنکه منشاء آن تماس با آتش داشته باشد.بنابراین عالم مادّه طوری ایجاد شده که از بین برود،یعنی هیچ چیز به غیر الله وجود نداشته و هیچ چیز به غیر الله وجود نخواهد داشت پس اصالت عالم مادّه از هیچ به هیچ است.امّا در مقطعی به وجود می آید و نظام علّت و معلول را حادث می کند و اصل بوجود آمدن آن بی علّت است.یعنی الله جهان مادّی را آفرید و در جهان مادّی عناصر چهارگانه ی آتش،خاک،آب و باد حکم فرماست و علت و معلول را پدید می آورد. اگر خاک و آب در نهایت تفکیک ذرات آن در کوچکترین ثقل ممکن کاوش شود به نفوذ آتش پی برده می شود و تشعشات انتهایی که در نهایت مواد تاکنون کشف شده همان پرتوهای آتش را اثبات می کند.مشخص است که هر ماده ای وقتی به علَّتی آتش بگیرد و شعله ور شود نوعی اثرات مخصوص خود را منتشر می سازد و همین سبب شده تا بشر پس از خالص سازی هر ماده تا حد ممکن در توانش، پی به اثرات مخصوص هر ماده ی خالص شده ببرد و متوجه ی وجود اثرات درون هر عنصر خالص شده بشود تا اینکه به اثرات مشترک که در درون مواد با خلوص تا مرز ۱۰۰درصد می باشند،پی ببرد و آنچه پیش روی بشر است یکسان بودن اثر درونی همه ی مواد با خاصیت متفاوت است.یعنی آهن خالص شده تا مرز ۱۰۰درصد و طلای خالص شده تا مرز۱۰۰درصد دارای خاصیت متفاوت می باشند اما دارای اثرات درونی یکسان هم می باشند.یعنی همه ی عناصر خالص شده داری نفوذ پرتو های آتشین بنیادین هستند و فعلا  بشر کشف کرده خاصیت پرتوهای بنیادین هر ماده خالص شده کاملا متفاوت از سایر مواد است.یعنی به زعم کشف بشر اثر دورنی یکسان در همه ی مواد همان وجود خاصیت آتش است.منهای آب ،همه مواد با یکدیگر عناصر خاک را تشکیل می دهند و این طور کشف شده که خاک عنصری است که از عناصر بسیاری که دارای منشاء یا نفوذ آتش با خاصیّت گوناگون می باشند، تشکیل شده است.آب هم از عناصری که دارای منشاء یا نفوذ آتش با خاصیت گونان می باشند تشکیل شده است.پس در منشاءخاک و آب نفوذ آتش کشف شده است.هرچند منشاء آتش با خاصیت گوناگون است.به طور آسان مشخص است نوع آتش پدید آمده از چوب و زغال  سنگ متفاوت است اما هر دو به عنوان آتش که سبب بالا رفتن دما می شود شناخته می شوند.در همه ی انواع آتش وضع به همین شکل است.بنابراین مطابق کشف بشر ،عنصر آتش در ماهیت خاک و آب به نوعی نهفته شده است.به خاطر همین بشر به محض اینکه هر عنصر را تا نهایت ممکن خالص می کند و به نهایی ترین مرحله ی خالص سازی که توان آن را دارد می رسد با انفجار آتشین مواجه می شود و برای ممانعت از پدید آمدن انفجار ماده ی خالص شده ،آن را در یک اثرات پیرامونی نگهداری می کند یعنی خلوص نهایی ماده به خودی خود منفجر نمی شود و البته این بر اساس دانش کشف شده تا به امروز است اما هرچه ماده تا مرحله ی نهایی خالص تر شود هر بُعد خالص شده دارای منشاء آتش نهفته ی فراوان است که به محض افزایش دما و نوعی اثر پیرامونی بلافاصله آتش می گیرد و با توجه به وزن ماده ی خالص شده انفجار سهمگین را در پی دارد.پس در منشاء خاک و آب در نهایت ،نفوذ آتش کشف شده است اما این نفوذ آتش که بشر کشف کرده طوری در آب نهفته شده که خاصیت لطیف آب حفظ شده است و سبب زندگی موجودات زنده است.عنصر چهارم یعنی باد وقتی پدید می آید که آتش با آب تماس پیدا کند و بخار شدن آب و تشکیل هوا ،نسیم، طوفان معمولی تا طوفان شدید و بسیار شدید ممکن می شود.که از بخار شدن و تشکیل هوا تا شدیدترین طوفان ممکن همان عنصر باد است.پس منشاء باد ،قرار گرفتن آتش در کنار آب است (چه اینکه این قرار گرفتن با فاصله ی سایر پدیده های آسمانی مثل خورشید تا آب های زمین باشد که سبب طوفان های خورشیدی همین است)و در منشاء آب هم  نفوذ آتش کشف شده است پس در جهان مادّی در منشاء آب،خاک و باد نفوذ آتش کشف شده است.منشاء آتش هیچ است یعنی آتش از هیچ بوجود آمده است.کسی که آتش را از هیچ بوجود آورده خداوند است.به این نکته ی مهم می رسیم که منشاء نور خداوند هیچ تماسی با آتش ندارد و نورهای الهی که همان نور الله است بر روی هم به یکتایی الله وحدت یافته اند و منشاء نور الله همواره مطلق است یعنی نورهای الهی را به مراتب بر روی نورهای الهی وسعت و وحدت داده است و نظام مادی را اگرچه از هیچ آفریده و به هیچ ختم می کند امّا نورهای الهی در سیطره بر جهان مادی در نظام الهی وسعت و وحدت یافته اند.وقتی جهان مادی از بین برود نظام الهی وسعت یافته در وحدت با نور الهی حفظ می شود و در نظام الهی اعمال خوب به پاداش و نور الهی می رسند و اعمال بد به عذاب و دوری از نور خداوند می رسند.چون نور الهی بر جهان مادی سیطره دارد زمین به غیر از زمین مادی می شود و اثرات با منشاء آتش که گفتیم ، از بین می رود و به تبع آن نور مادی از بین می رود و ماهیت الهی از زمین ،که نور الهی بر آن ساطع می شود حفظ می گردد.نظام الهی که بر جهان مادی سیطره دارد و تا طی شدن همه ی امتحاناتی که خداوند می خواهد وسعت و وحدت یافته است همان نظام اسلامی است که همه ی ادیان الهی را در وحدت و وسعت آن طور که خداوند می خواهد حفظ می کند.آخرین پیامبر الهی در نظام الهی که دین اسلام را معرفی می کند حضرت مُحمَّد(ص)می باشد و مشخص می شود بالاترین نور الهی در وجود بهترین پیامبر که همان آخرین پیامبر است ساطع شده است و ایشان از نسل حضرت اسماعیل(ع)بوده است.از طرفی بالاترین نور الهی در نسل حضرت اسحاق(ع)در وجود حضرت عیسی(ع)ساطع شده است.چون در نظام الهی بالاترین نور الهی به برترین پیامبر از نسل حضرت اسحاق(ع)و برترین پیامبر از نسل حضرت اسماعیل(ع)ساطع شده است و چون نور الهی بر روی نور الهی است متوجه می شویم بی هیچ فرقی نور ساطع شده به حضرت عیسی(ع) بر روی نور ساطع شده به حضرت مُحمَّد(ص)در یکتایی الله وحدت یافته است و مشخص می گردد نور حضرت عیسی(ع)در امتداد نور حضرت مُحمَّد(ص) وسعت یافته و در وحدت با یکتایی الله است،یعنی نوعی افزایش نور که به مثابه ی زایش نور باشد نیست بلکه از اوّل مراتب  نور الهی که بر حضرت مُحمَّد(ص)و حضرت عیسی(ع)ساطع شده مشخص در نزد الله بوده است و در رابطه با تمامی بندگان که هدایت می شوند همچنین است.به این معنی که حضرت عیسی(ع)،حضرت مُحمَّد(ص)و همه ی بندگان الهی که هدایت می شوند در پرتو نور الهی به میزان رسیدن به قرب الهی قرار می گیرند.پس از ابتدا مشخص ساخته بندگانی در آن مراتب نور الهی قرار بگیرند و به محض اینکه پس از امتحان، آن بندگان در هر مرتبه ی ممکن از نور الهی قرار گرفتند  وضعیت آن بندگان دست یابی به آن قرار همیشگی است و همواره در آن مرتبه مخصوص نور الهی جای می گیرند و آن مراتب خاصّ پیامبران(ع)یا امامان(ع)و یا اشخاص مؤمن می شود.این شناخت مشخص می سازد شاخص ترین پیامبران(ع)اینگونه بوده اند و سایر پیامبران(ع)مثل همین که تحلیل شد و همه ی امامان(ع)و شهیدان الهی هم همینطور می باشند.توضیح اینکه اهل بیت پیامبر(ص)و شهدای متصّل به اهل بیت ایشان و همه امامان(ع)و پیامبران(ع)در امتداد نور ساطع شده به پیامبر(ص)قرار دارند که نور ساطع شده به همه ی پیامبران(ع)وسعت یافته و وحدت یافته در نزد الله است.بنابراین مثال نور الله این است که از منشاء خالص و یکتا می خواهد شعله ور شود و حیِّ لا یموت است.و مراتب نور را در وحدت با خودش آن طور که حیَّ لایموت است و می خواهد شعله ور شود نورٌ علی نور، دارد.اگر بنده ای را در هر مرتبه ای وارد سازد دیگر خارج از آن مرتبه ی نور نمی گرداند و آن نور را بر آن تمام می کند و بنده یا بندگانی را که به سمت رسیدن به مراتب نور الهی، متناسب با ظرفیتی که به آنان داده شده، اقدام در خور که به آنان تکلیف می شود نداشته باشند، از آن مراتب محروم می سازد و بندگان دیگر را برای رساندن به آن مراتب مورد امتحان قرار می دهد.این امتحان در رابطه با ابلیس نیز انجام شده و ابلیس متناسب با ظرفیتی که داشت ،عصیان کرد و از ورود به مرتبه ای از نور الهی محروم شد چراکه اگر وارد می شد هیچگاه محروم نمی گشت.پس امتحان برای بندگی و عبادت خالصِ الله برای بندگان با ظرفیت های متفاوت تا در پرتو نور الهی قرار گرفتن خواست الهی است.و مانع آن ابلیس و پیروان آن است.چراکه اختیار اطاعت و عصیان به بندگان داده شده تا خودشان انتخاب کنند و پس از امتحان و موفقیت در امتحان بدیهی است با مشاهده ی نور الهی که به آنان بی هیچ منّتی عطا شده نه فقط خارج از آن مرتبه ی نور نمی شوند بلکه منشاء رساندن بندگان دیگر که در امتحان برای رسیدن به نور الهی سعی دارند می شوند.یعنی هم در دنیا و هم پس از عالم دنیا تا روز قیامت، در عالم برزخ سعی الهی دارند. و بر عکس این، ابلیس و پیروانش هم در دنیا و هم در برزخ تا روز قیامت مایه ی عصیان و مانع رسیدن بندگان به مراتب نور الهی می شوند.به هر شکل چون از اوّل مشخص است میزان هدایت و گمراهی چه قدر است (که البته فقط الله می داند و اگر لازم باشد به پیامبر(ص)و آنان که می خواهد این مهم را مشخص می فرماید)پس به محض پایان امتحان؟ روز قیامت فرا می رسد و همه ی شر ها و خوبی ها از کمترین ثقل آن مورد رسیدگی قرار می گیرد.پس معلوم می شود سه مرحله، در دنیا با امتحان شدن،در برزخ با تکمیل یا جبران و در آخرت با رسیدگی نهایی برای ورود به مراتب نور الهی وجود دارد و برای دور شدن از نور الهی سعی برای رسیدن به نوعی منشاء آتشین در دنیا و در برزخ تدارک وضعیت متناسب با جهنم و در آخرت رسیدگی نهایی برای ورود به جهنم وجود دارد.یعنی کافران و منافقان و عصیانگران از ورود به امتحان الهی در دنیا عصیان می کنند و بر خلاف آن در لهو لعب و امتحان ساختگی وارد می شوند.

 

قبله ی اوّل در دین اسلام مسجدالاقصی بود که یهودیان که بر علیه حضرت موسی(ع)و حضرت عیسی(ع)دشمنی داشتند با توجه به این که پیامبر دین اسلام(ص) به سمت منطقه ای که گذشته ی یهودیان در آن بود نماز می خواند به آزار و تمسخر پیامبر(ص)پرداختند تا اینکه خداوند به پیامبر(ص)تغییر قبله از مسجدالاقصی به کعبه را وحی فرمود.همچنین در عالم غیب پیامبر(ص)از مسجدالاقصی به معراج می رود و اهمیّت مسجدالاقصی در دین اسلام مستحکم می شود.سپس طبق نقشه ای که دشمنان اسلام ، پیش از رحلت یا شهادت پیامبر(ص) طرح ریزی کرده بودند، در زمان رحلت یا شهادت پیامبر(ص)یهودیان و دشمنان اسلام با نفوذ شیطانی در جهت تدلیس و تحریف دین اسلام اقدام می کنند که منجر به تدلیس شیوه ی جانشینی پیامبر(ص)می شود و امام علی(ع)و امام حسن(ع)مانع تحریف دین اسلام می شوند.در همان دوران معاویه و عمروعاص در حوالی مسجدالاقصی نقشه ای در جهت تحریف دین اسلام با نفوذ ابلیس و یهودیان مخالف اسلام تدارک می بینند.سپس در جنگی که معاویه در مقابل امام علی(ع)بود ،عمروعاص حیله ی بر سر نیزه زدن قرآن را برای حکمیّت به کار می بندد و امام علی(ع)متوجه ی خروج عده ای از سپاهیانش که تقاضای قبول حکمیّت داشتند می شود و عملاً شکست و ساده لوحی آنان را می بیند تا اینکه پس از حکمیّت حقانیّت امام علی(ع)برای مسلمانان حقیقی آشکار می شود و خوارج در جهت مخالفت با امام علی(ع)از دین خارج شده و امام علی(ع)توسط یکی از خوارج در مسجد کوفه شهید می شود.دوباره معاویه با نقشه ای که تدارک دیده بود نوعی صلح نامه با امام حسن(ع)امضاء می کند که طبق آن یزید نمی تواند جانشین معاویه شود.امّا معاویه در جهت به شهادت رساندن امام حسن(ع)اقدام می کند و قبل از مرگش با خارجی خطاب کردن امام حسین(ع)آن قرار صلح را زیر پا می گذارد و یزید را جانشین خودش می سازد.در مقابل آن امام حسین(ع)حج را نیمه کاره رها می کند و تا صحرای کربلا حرکت می کند و همزمان مسلم ابن عقیل(ع)را برای اتمام حجّت به کوفه می فرستد و در  روز عاشورا مقابل تمام کفر قیام می فرماید و ارکان کفر را با شهادت در راه الله در هم می شکند و در هنگام امامت امام سجاد(ع)تا امام صادق(ع)فرق اسلام حقیقی با تحریف از مواضع بنی امیّه مشخص می شود یعنی بنی امیّه از ابتدا تا پایان نمی تواند بیعت از امام معصوم(ع)بگیرد و سپس بدترین دشمنان اسلام ،ابلیس و از یهود سراغ بنی عباس که به نوعی از سادات بودند می روند تا دو کار انجام شود هم مواضع بنی امیّه به سمت بنی هاشم مصادره شود و هم امام(ع)در آن وضع پیچیده و سخت مجبور به بیعت و همراهی شود.که در سختی های فراوان تا غیبت امام زمان(عج)برعکس خواست ابلیس و آن یهودیان خود خواسته، تحوّل فراوان در جریان حکومت اسلامی تحقّق می یابد،که با آنچه توسط بنی عباس مصادره شده بود کاملا فرق داشت.به طوری که بنی عباس در معرض دو پدیده ی مهم قرار می گیرد هم اینکه آنچه مصادره شده ربطی به حکومت اسلام نداشته و خارج از دین است و هم چون مصادره کرده بایست با حکما و مریدان اموی نهایت مخالفت و نهایت غلبه را داشته باشد.از طرفی رفتار بنی عباس در سختی بر امامان(ع)و تلاش برای تحمیل همراه ساختن امامان(ع)با حکومت بنی عباس و سپس سختی و کنترل برای ممانعت از به امامت رسیدن از نسل امام حسن عسکری(ع)ادامه یافت و امام زمان(عج)به خواست الهی دور از انظار دشمنان ابتدا در غیب صغری و سپس به غیبت کبری رفت و برای مسلمانان حقیقی اسلام حقیقی و امامت آن مشخص شد.سپس قرن ها ابلیس و یهودیان مخالف اسلام حقیقی با نفوذ در  بنی عباس سعی در تدلیس و تحریف اسلام حقیقی کردند به طوری که خلفای عباسی خودشان را موافق منجی آخر زمان معرفی می کردند و حتی در میان آنان نام مهدی و شبیه آن رواج داشت.در نهایت ابلیس و یهودیان مخالف اسلام حقیقی نفوذ را به سمت عثمانی ها می برند چون در همان دوران امام علی(ع)، سعی مخالفان اسلام حقیقی این بود که عثمان خلافت را به معاویه بدهد و توطئه ای که عمروعاص و معاویه در اطراف مسجدالاقصی با ابلیس و یهودیان مخالف اسلام نقشه ی آن را کشیده بودند به مرور عادی سازی شود.اما هیچگاه نتوانستند در مقابل اسلام حقیقی موفق شوند.وضعیت طوری است که قبة الصخره در حکومت اموی به این شکل که امروز دیده می شود ساخته شد و نفوذ ابلیس،یهودیان مخالف اسلام و دیگر مخالفانی همچون بنی امیّه برای به تاراج بردن اثرات اسلام با تدلیس و تحریف نمایان شد.پس در دوران اموی بنی امیه سیطره ی چندانی بر مکه نداشت و به مرور با تدلیس، سیطره توسط افرادی که گفته می شد سادات حسنی(ع)بوده اند انجام شد و به این شکل که در نهایت وانمود شود حقانیّت به تاراج رفتن مواضع اسلام از امامان که نوعی صلح با امام حسن(ع)این نتیجه را داده باشد ،دوباره به طور سوری توسط بنی امیه به شکلی دیگر صلح وانمود شده باشد و سپس در حکومت بنی عباس این موضوع همچنان وجود داشت و در پایان حکومت عثمانی در عربستان و عراق و اردن سه پادشاه از سادات حسنی(ع)مطرح بودند که ابلیس و یهودیان مخالف اسلام آل سعود را به پادشاهی عربستان می رسانند و اردن با توجه به همراهی پادشاه آن با انگلیس به نفع پادشاهی به جا مانده از پایان حکومت عثمانی و در فشار به فلسطین تفکیک می شود و عراق به سمت حزب بعث که نفوذ ابلیس و یهودیان مخالف اسلام در آن مشخص بود می افتد تا پس از کشمکش هایی توسط صدام مصادره شود و راه برای نفوذ بیشتر ابلیس و یهودیان مخالف اسلام در دولت های دست نشانده باز شود.این نفوذ پیچیده و ماهرانه بسیار ناتوان است و بیشترین قدرت همواره توسط حکومت های اموی،عباسی،عثمانی و دولت های امروزی بوده است.حوادثی در تاریخ به شکل، نه شیعه و نه سنی که اموی بوده و شیعه ی مدارا کن با اموی که عباسیان بود و اهل تسنن مدارا کن با اموی که عثمانی بوده و دولت های پادشاهی سعودی،سایر پادشاهی ها، جمهوری ها و جمهوری اسلامی ها که امروز مشاهده می شود.یرای این که توطئه ی شیطانی در اطراف مسجدالاقصی که مبداء آن حکومت شام و مصر شد امروز به شکل توافق آبراهام برای عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی که شجره ی خبیثه ی ابلیس،یهودیان مخالف اسلام و عصیانگران مخالف اسلام حقیقی است را شکل دهد و سپس طرح اسرائیل بزرگ را اجرا کند.برای این که منشاء اسلام حقیقی ،کعبه یعنی خانه ی الله است و منشاء اصیل که به اسلام حقیقی می رسد مسجدالاقصی یعنی دین و آداب حضرت عیسی(ع)،حضرت موسی(ع)و همه ی پیامبران(ع)است.بنابراین تحریف کلام اسلام از مواضع کفر موضوعی بدیهی است اما تحریف کلام اسلام حقیقی هیچگاه تحقق نمی یابد و طرح اسرائیل بزرگ در پی از بین بردن کلام اسلام حقیقی و جایگزین کردن مدرنیته ی یهودی به جای آن است.سعودی ها و دولت های دست نشانده ی انگلیسی این طور فکر می کنند که هنوز با اسباب تدلیس می توانند با این تحریف هم همراه شوند اما نکته ی مهم این است که قدرت های پیشین چه آنکه همان قدرت ها کلام اسلام حقیقی یا حتی کلام حضرت عیسی(ع)و حضرت موسی(ع)را از مواضع خودشان تحریف کرده باشند فایده ای برای بی نظمی نوین که یهود صهیونیستی  در پی آن است ندارند و قدرت های منهای صهیونیسم هرچه باشند با جنگ و خون ریزی حذف و جایگزین می شوند.از طرفی بیشترین ضربه ای که در رابطه با مسجدالاقصی به مسیحیان در پی پیروی از حضرت عیسی(ع) و یهودیان در پی پیروی از حضرت موسی(ع)وارد می شود علاوه بر منطقه ای که به عنوان طرح اسرائیل بزرگ مطرح می شود در روسیه،چین...و خصوصاً کشورهای غربی و امریکا خواهد بود و امنیّت به زیر صفر می رسد.و نا امنی افسار گسیخته حکم فرما می شود.اما قدرت امروز دولت ها هرچند دست نشانده باشند در یک اتحاد قوی می تواند به انحلال رژیم صهیونیستی و کشور جعلی اسرائیل ختم شود و این اتحاد قوی زمینه رسیدن به نظم نوین بی هیچ کشتار و هرج مرج شود،و گرنه دنیا خواهان دنیای پر از تلخی و عذاب را تجربه می کنند در حالی که با حذف یک غدّه ی سرطانی هم سازندگان غدّه و زیر مجموعه ی ساخته شده را از ادامه ی روند نافرجام منع می کنند و هم خودشان به آسایش می رسند.پس جمهوری اسلامی ایران روش صحیح برطرف سازی غدّه ی سرطانی منحوس اسرائیل  جعلی را به خوبی در تبعیّت از پیامبر(ص)و اهل بیت ایشان(ع)خصوصاً حضرت صاحب الزّمان(عج)در یک راه مطمئن که همان ولایت فقیه می باشد بشارت داده و مخالفان باید بدانند گذشتگان که مخالف پیامبر(ص)و اهل بیت ایشان(ع)بودند مضافاً مخالف حضرت عیسی(ع)و حضرت موسی (ع)بودند و قدرت و توان بسیار بیشتری از مخالفان امروزی داشتند اما در مقابل قدرت الله هیچ بودند و وهمِ توانایی مبارزه با نظام اسلامی  که در سرتاسر جهان هستی جریان همیشگی دارد، آنان را به عذاب و محو از روزگار و جهان برد.پس ترس از دشمنان اسلام بی معنی است چون ترسیدن از کسانی که به سمت سقوط و تباهی می روند معنایی ندارد و انسان با بینش صحیح می بایست فقط از خداوند خوف داشته باشد و به سوی خداوند همواره توبه کند همچنین امید فراوان به خداوند داشته باشد و مطمئن باشد خداوند او را نجات می دهد.خوف و رجاء نسبت به الله آدمی را به اطمینان و نجات در مقابله با ظالمان می رساند.

در وضعیّت فعلی اوضاع جهان با وجود پیشرفت در پیچیده ترین صنایع و مهارت های صنعتی و نظامی رو به افول و نا امنی است چراکه امنیّت صحیح که غایت زندگی بشر است وقتی پدید می آید که همه ی انسان ها و موجودات زنده با همه ی صنایع و مهارت هایی که در اختیار دارند و یا به نوعی کسب کرده اند،تسلیم الله شوند چون الله در میان همه ی امّت ها رسولانی قرار داده که وظیفه  ی آن رسولان ،رساندن امّت ها به امام یا پیامبرِ منصوب شده برای هر امّت است.تا هر امّت به خواست الله تسلیم امام یا پیامبر همان امّت شود و با توجّه به این پیامبران الهی(ع)که امامت امّت ها را داشته اند فراوانند،الله امرِ رسالت،پیامبری و امامت را به یک پیامبر که آخرین پیامبر باشد و همه ی رسالت ها، پیامبری ها و امامت ها به ایشان تمام شود را در میان همه ی امّت ها برای بشارت و انذار قرار داده است.و دین امّت ها را به پیامبری ایشان تکمیل فرموده است.یعنی طوری است که همه ی موجودات بشارت ها و انذارهای آخرین پیامبر(ص)را مشاهده می کنند، بشارت ها و انذارهایی که از شروع تا عمل تکمیل و تمام می شود.چون هدف الهی تسلیم به الله می باشد و خواست الله در هدفی که بنیان نهاده تسلیم شدن همه ی امّت ها به پیامبر اسلام(ص)می باشد تا همه ی امّت ها با پیامبر(ص) در یک صراط مستقیم  تسلیم الله بشوند و به سعادت همیشگی برسند.به همین تفسیر، الله تکمیل دین و اتمام نعمت ها را اسلام معرفی می کند و عرفاً تا عملاً همه ی بشارت ها با پذیرفتن دین اسلام به پیامبری حضرت رسول الله(ص)که مزار ایشان در مدینه است تکمیل و تمام شده است.ایشان پس از رحلت یا شهادت امّت ها را به حال خود رها نساخته و قرآن و اهل بیت خودشان(ع)را در میان امّت ها برای بشارت و انذار قرار داده است.پس اگر شخصی پیدا شد که همه ی آنچه مربوط به بشارت و انذار صحیح  است را مطابق با همه ی قرآن را به انجام برساند آن شخص با توجه به اینکه رحلت یا شهادت پیامبر(ص)مشخص است همه ی  کارهای صحیح امّت ها را متّصل به الله رهبری می فرماید.مطلقاً پیامبری بیش از ۱۴۰۰ سال است که تمام شده امّا امرِ رسالت و امامت تا روز قیامت ادامه دارد.و چون امر رسالت در هر برهه به خود پیامبر(ص)تمام می شود نتیجه می گیریم پس از رحلت یا شهادت ایشان، تا روز قیامت همه رسالت های الهی توسط رسول الله(ص)یعنی همان آخرین پیامبر(ص)تنفیذ می شود و به سوی ایشان تمام می گردد.امّا به جهت امتحان الهی چون پیامبر(ص)به خواست الله رحلت فرموده و یا به شهادت  رسیده و امّت های بسیاری تا روز قیامت آمد و شد دارند،وجود امام منصوب شده از طرف الله لازم و بدیهی است.بنابراین چون قرآن همه ی آنچه در دین اسلام لازم بوده را کاملاً بیان فرموده امام منصوب شده از طرف الله باید همه ی آیات قرآن را جاری و اجرا کند(چه آن امام را امام پیش از آن منصوب کند و چه پیامبر(ص)منصوب کند به این معنی است که الله منصوب فرموده است)این همان مفهوم بقیّة الله(عج) است که در قرآن آمده.از آنجایی که قرآن دارای مراتبی است و مرتبه ای که در میان امّت ها مشاهده می شود را هم دارد،لازم است در یک نظام یکتا این مهم در مورد مفهوم بقیّة الله(عج) صدق کند.یعنی رسولان در امّت ها وظیفه ی رساندن به امام(عج)را دارند. و چون هر امّت دارای امام خاصّ خودش است،هر امّت دارای یک رسول شاخص است که امامت آن امّت را هم دارد.یعنی رسولان هر امّت وظیفه  ی رساندن آن امّت به امام همان امّت را دارند. و آن امام، رسول شاخصی است که امّت خود را به امام بالاتر از خود می رساند تا در نهایت همه ی امّت ها به امام(عج)برسند.به هر تفسیر مسیرهای مشخصی برای رسیدن آحاد بشر در هر امّت که باشند به امام(عج)وجود دارد.که برای پی بردن و تشخیص مسیر قرائت و عمل کردن صحیح به قرآن لازم و حائز اهمیّت است.پس ماهیّتی از قرآن در همه ی جهان منتشر شده و برای رسیدن به بقیّة الله(عج) وجود دارد.شخص رهرو لازم است همه ی آیات قرآن  را باور داشته باشد و به ماهیّت غیب پی ببرد.علاوه بر اینکه قرآن آدمی را به ماهیّت غیب می رساند ماهیّت غیب هم دارد.خلاصه ی این مطالب این را می رساند:قرآن ماهیّت غیب را نشان می دهد  و علاوه بر این ماهیّت و آثاری که دارد ،خود قرآن ماهیّت غیب دارد و این ماهیت و آثاری که مشاهده می شود از غیب به منصه ی ظهور رسیده است.پس بقیّة الله(عج)که منصوب شده از سوی الله است و همه ی قرآن را با خود دارد ماهیّت غیب دارد و آثار قابل مشاهده در میان امّت ها دارد و ماهیّت قابل مشاهده در میان امّت ها خواهد داشت.یعنی از غیب به منصه ی ظهور  می رسد و قرآن را آنطور که باید در میان امت ها جاری و اجرا می سازد.وقتی رسولان و امامان برحق در امّت ها در جهت رسیدن به بقیّة الله(عج) شوند،ایشان از غیب به منصه  ی ظهور  می رسد.این اندیشه در ولایت مطلقه ی فقیه که آثار نمایان در میان امّت ها دارد نمایان شده است و آثار معتبر بقیّة الله(عج)است.

نورِ احمد(ص)صبح صادق(ع)شد نمایان بر بشر
راهِ هستی را ببین تا دور گردد از تو شر
بیکران الله دارد نورِ هستی چون علی(ع)
خیر در راهش چو خواهی،می دهندت بی تشر
 
به مناسبت سال روز ورود حضرت معصومه(س) به شهر قم:
صبح آمد به سماوات و دل داد زمین
پیشِ الله زمین یکسره سائیده جبین
صبحِ قائم(عج)به سماواتُ زمین گشت نهان
چون بشر گشته دگرگون و جدا مانده ز دین
آفرینش:
آمد از نور علی(جلَّ جلاله) آیه ز هر آیه ی نور
آیه با آیه که سرمایه ی پرمایه ی نور 
آیتی خلق زمین را به دو روزی شده است
آیتی چار روزی آنچه روزی شده است
آیه شد وصل در آن آیه ی اوّل و نخست
آسمان ها همه آورد دو دوزی که برُست 
آیه ای بود زمین مبدَاءِ امکان و وجود
آسمان بود به وصفی چو دخان آنچه چو دود
آب از روی زمین برد به بالا و به عرش
آفرینش شدُ طوفان همه جان داد به فرش 
آب بر روی زمین ریخت اثر داد به آن
آسمان روی زمین شد و هوا زاد به آن
آن به یک آن شدُ گردید پدیدار زمان
آن به یک آن شدُ گردید پدیدار مکان
آن به یک آن شدُ گردید پدیدار فصول
آنچه گردید به شش آن، همه می گفت قبول
آدمی خلق که شد حیله ی آمال که دید
آخرت را ز مُحمَّد(ص)و علی(ع)خوب شنید
آدم از وقت ازل راه به الله کشید
آخرین حرف ز هر نامه ی اعمال رسید
آفتی چون که بروید ز جهان شد به افول
آشنا با همه این شمع شفا باش رسول
بیا،ببین،بگو،بمان:
بیا ،ببین ،بگو ،بمان
به هو قصیده ای بخوان
به عشق هو بمان فقط
به ناز برگ ارغوان
بخواهشی که زندگی
به راه کام عاشقان
به شهد از شهادتی
به خون صاحب الزَّمان(عج)
بجوش در رگت ز هو
بکوش در فراغ آن
بخواب در میان غم
به رسم کربلا نشان
به پای غم بلند شو
به قامتی که بر جهان
بکش تنت به سوی هو
به یاد عشق بی نشان
بیا به راه ای رسول
ببین نگاه در نهان
بگو ز غصّه ات به هو
بمان به راه هو، بمان
 
به مناسبت هفته ی دفاع مقدس:
روزگاران همه رفتند و افتاد ستم ها ز جهان
عُمر بیهوده ی هر ظلم به دوزخ شدُ در آهُ فغان
راه مظلوم امامت به جهان بهرِ خداوند دهد
چون که نزدیک خداوند رسد راه عزیزان همه آن
در جهان چاره ی میسور، مجازات ستم گشت فقط
گرنه آسان زره از ظلم بریزد همه با آن هیجان
مثلِ جهلی که ندانسته بریزد به مکافات ستم
یا سکوتی که تماشا بکند محو خودش بهر بَدان
یا گناهی که مدارای به عادی شده ریزان به زره
یا عداوت و نفاقی که چو جلدی به ستم گشته نهان
اوّل آن جهل بمیرد و نداند که بمیرد به ستم
در سکوتی بشود محو خرافاتِ تماشای عیان
عادّی ساز بریزد همه چون برگ به هر پای ستم
یا شود جلد به آن هجمه ی ابلیسِ ز خنجر نگران
خنجر آن جلد شکافد و رسد بر تنِ ابلیسِ شرور
در جهالت و سکوتی که بمیرند سگان بهرِ گمان
چون که ابلیس همان سلطه ی امریکایی است
خنجری سهل فرو رفته به آن صنعتِ نابود گران
بچّه اش گر بِکُشد وقت بگیرد که نمیرد هنوز
با فراری که ز هر خنجرِ اسلامِ  شتابانُ روان 
/با توجّه به جهلی که هنوز نسبت به سلطه ی پوشالی دولت های غرب و امریکا ممکن است و هر کدام در یک مسیر باطل چون زره(جهالت ها)و جلدِ بدنه ی ایلیس(دولت های غربی)و ابلیس و بچّه اش(امریکا و اسرائیل جعلی)می باشند.راه ممکن برای زمان بیشتر افول این ابلیس با جلد و زره اش در لذت  های حیوانی این دنیا ،کشتن بچّه اش و فرار از خنجرهای پنهان و قدرتمند اسلام است.و گرنه زره شکافته می شود و خنجرها جلد ها را در می نوردند و آن ابلیس(امریکا)پیش از بچّه ی حرام زاده اش(اسرائیل جعلی از بین می رود.
مسلمانان شتابان و روان ،مأمور به انجام وظایف اسلام هستند و عجله ی ابلیس(دولت امریکا با جلد دولت های غربی و زره ی سایر دولت های جاهل)فرزند حرام  زاده ی اسرائیل  جعلی را در مقابله با اسلام،وضع حمل کرده و در حال بزرگ کردن آن است.بدیهی است دو راه بیشتر ندارد:یا همینطور به فرار ادامه دهد تا این عجله ی نامشروع در مواجه با شتاب اسلام محو شود و یا در جهت بزرگ کردن آن با شتاب اسلام مواجه شود و با فرزند نامشروعش از بین برود./
نور آثار تو تابید به این جاده ی غم
آب آداب تو بارید در این باده ی غم
غصه ها گرم وجودت شد افتاد به خاک
خاک از نور وجودت شده دلداده ی غم
میل دل صلِّ علی احمدُ آل المرسلین(ص)
حال پولادین دل کلمه ی افتاده ی غم
جمله ای کو که ندارد اثر از کلمه ی غم
هرچه هستی و اثر گشت فقط زاده ی غم
کوزه گر آب ز آن کوزه ی بشکسته خورد
کوزه ای را که شکستند به دل داده ی غم
کامیابی تو اگر غصّه ی اسلام خوری
ای رسول در همه جا پهن شده سجّاده ی غم
به مناسبت شهادت با سعادت حضرت  فاطمة المعصومه(س):
از امامان(ع)که یکی رفت به غربت ز جفا
چون علی(ع)گشت به اثباتِ مُحمَّد(ص) ز شفا
آشنایی که ملاقات رضا(ع)رفت به طوس
در رهش ماند به غربت و شهادت به رضا(ع)
مُلک غربت به رضا گشت به پابوسِ رضا(ع)
تا جوادش(ع)برساند به پدر بهرٍ وفا
راه هادی(ع) به حسن(ع)گشت شکوفا و غریب
تا که قائم(عج)به غریبی بدهد خو و صلا
بیشمارند شهیدانِ رضا(ع)در همه جا
مُلکِ ایران به جهان قلّه ی ایثارُ دها 
ساز غم را بنواز از سرودی که رسا
 رسم سازش به حسادت برسد سوی فنا
نیستی را نتوان جمع به هستی رساند
هر سواری به ستم هست به مقیاسِ جفا
 ساده تر هست سخن گفتنِ از مکر عیان
رسم هر عهدِ عدو کاسه ی خالی به گدا
جام خالی ز سمی بسته به هر دست گدا
پس ز اسباب ستم سم برسد سوی سرا
رسمِ اسلام همی بست خطر را به ستم
راه آسان و رسا هست در این درسِ شفا
 پیش از این در رهِ ری عبدالعظیمِ حسنی(ع)
کربلایی ز شهادت همه آورد به جا
صبرِ معصومه(س)مصادف شده با صبح رضا(ع)
وصلِ حاصل به صبا شاهچر‌اغ(ع)استُ منا
رسم این نسل بماند ز سراسر به علی(جلَّ جلاله) 
ساوه اسحاق(ع) ز نسلی که ز کاظم(ع)به ثنا  
سوی غربت چو نسیمی برسد تازه رسول
در مسیرش به مساوات ز غربت زده نا
 
قفس:
بی سبب نیست سرابی که رساند به هوس
 جای خالیِ خداوند،خرافاتُ قفس
هست هر جا که خداوند،نمی دید ستم
بی توان هست ستم کو که بسازد یه مگس
ای ستم صنع مگس را تو ببین پیش خودت
ناتوانی که بسازی تو مگس این به تو بس
تا بفهمی که ضعیفی و ربات از تو قوی
هوش مصنوع رباتت بشود هیچ چو خس
ترس از صنعِ ستم رفت چه آسان به خودش
آسمان بسته خساراتِ سبب ها به جرس
سوی رسمی برسان هرچه سبب را رسول
تا مساوی بشود هرچه سبب در خودُ اس
 
وضعِ دشمنانِ مردم و الله:
(تاریخ ۲۸ مهرماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷ سروده شد.)
به باتلاقِ بی نهاد می روند دشمنانِ الله
به قلّه های آسمان می رسند عاشقانِ الله
ترامپِ یاوه گو نمادِ بی نهادُ بی نصیبِ ابلیس
 قمار بازِ هیزِ هرزه بازِ زرد فی نصیبِ ابلیس
نهاد پوچ وِی همان نهادِ جفت پست نحسِ ابلیس
خوراک وِی قمارِ فقر غربُ شرقُ هر نهیبِ ابلیس
زمان همی به پیش می رود به سوی آسمانِ الله
ستم هماره محو تر شود ز تیر از کمانِ الله
به مناسبت تولّد با سعادت حضرت زینب سلام الله علیها:
صبر،صحبت ز صمیمیَّتِ پیغمبَرِ(ص)عالم و علی(ع)
صحبتی با همه انفاسِ مساوی ز سلامی ازلی
اجر دشوار رساندند به خوبانِ جهان پاک اثر
زینبی(س)اصلِ اثر بخش فقط هست و دیگر بدَلی
لاجَرم هرچه زمان می گُذَرد پیش خداوندِ اثر
می جهد هرچه نجاست که جهالت برسد در اجلی
 مانده در هر شبِ تاریک به آسایشِ تقدیر، رسول
چون شود صبح ز آدابِ مُروَّت به خود آرد بغلی
 
فاطمیّه و سیزدهم آبان:
رنج امروز ز انکار رسالت و امامت به بشر
در ربا کار بشر در همه جا بهر خودش هی شده شر
ای بشر چون تو بخواهی به سعادت برِسی کم و بسی
بهر الله تو هر بهره ی بیهوده رها کن و نخر 
دور از بهره ی شیطان به خدا آ به خودت آ تو بشر
بی  خداوند نداری تو سعادت و شوی پوچ اثر
شد فدک غصبُ چنان گشت ربا بهره ی شیطانِ لعین
بی علی(ع)هرچه مکافات رسد بهرِ بشر پوچ ثمر
مکر تزویرُ ستم گشت به آشوب ز تحریم علی(ع)
ناگهان حضرتِ زهرا(س)به خود آورد خداوند و در
دور از آن ضربه ی تکفیر ،ملاقات خداوند به او
حقُّ باطل که تو گویی به چو مویی بیاید ز خبر
میخِ در،ضربه ی دشمن و هجومی ز جهالت به علی(ع)
ناگهان حضرتِ زهرا(س)به خود آید مگر از سقط پسر؟
باز بازو به حمایت ز علی(ع) گشت و پهلو بشکست
تازه آمد به خودش دید ندارد که دگر بال و پر
همچو پروانه ی شمعش شدُ در سوز علی(ع)سوخت فقط
ماند در وصل علی(ع)سوی خداوندِ علی(جلَّ جلاله)رفت دگر
چون ربا خوار جهان را به جهالت بکشد
رسم الله جهان را به عدالت بکشد
دور از بهره ی بی چیز ربا باش بشر

تا علی(ع) در ره آداب حلالت بکشد
در صدر اسلام خط باطل یهودی جهان را به رباخواری و جهالت می کشاند و پیغمبر اسلام(ص)به همراه امّت اسلام،به دستور الهی در جهت عدالت اموال و مواضع آنان را به غنیمت می گیرد.اشتباه غیر قابل بخشش خواص خارج از دین آن موقع پیش زمینه ی وضعیت امروز است.امروز هم خط باطل یهودی(صهیونیزم امریکایی،انگلیسی) جهان را به ربا خواری و جهالت می کشاند و به محض رسیدن دستور الهی اموال و مواضع خط باطل یهودی به نفع جهان اسلام به غنیمت گرفته خواهد شد.البته عدّه ای خودشان اختیار دارند اموال و مواضعشان را تسلیم جهان اسلام کنند و جزئی از جهان اسلام شوند تا عدالت همگانی تحقق یابد.امّا به محض رسیدن دستور الهی آنچه گفته شد لازم الاجرا می گردد و راه گریز از آن وجود نخواهد داشت.
۱۸ تیر ۰۴ ، ۰۲:۱۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱

رسم عدالت

می دهد رسم عدالت خبری را به ستم
جنگُ تهدید ندارد اثری را به ستم
گفتمانی که شروعش همه انکار علی(ع)
صلحِ بیهوده ندارد ثمری را به ستم
چون علی(ع)یک تنه خیبر شکنی بود که هست
راه بیهوده ی تهدید و انکار شکست
آنکه در ورطه ی صهیون به هر آن صلح رود
رفته در قعرِ یهودان و در آفات نشست
جنگ وقتی به سرآید که قمارش برود
هر ترامپی و یهودی پیِ کارش برود
مُلک ایران نشود جای خیانت به علی(ع)
هر که شد یکسره از ایلُ تبارش برود
صلح وقتی به در آید که ستم ها برود
شرکِ ظالم و یهودی به عدم ها بدود
مُلک ایران به رضایت و دیانت به علی(ع)
مستقل تر همه آزاد به قدم ها شود
۲۹ خرداد ۰۴ ، ۲۰:۴۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱

امام محمّد باقر علیهم السّلام

بارگاهی که شکوهش شده بر عرش الهی
عرش الله به آن بست فقط خانه ی شاهی
حُسنِ یک حرف که بارید به هر نور مداوم
حرفِ الله محمّد(ص)و علی(ع)نورِ الهی
عرش الله به صبحی که زده تکیّه ی محکم
فاطر از راه محمّد(ص)و علی(ع)لطف پگاهی
مطمئن هست به این راه خداوندِ عوالم
الکنَم من که بگویم برود هرچه گناهی
صافُ مخفی شده این راه به برنامه ی عالم
کاملاً محو کند هر چه جهالت به تباهی
رِندُ باهوش ترین دانِشِ عالم شده مخفی
نقد محکم شدُ بر نسیه نشد تکیّه ی واهی
ترس بیرون شده از راه خداوند چه آسان
حرفِ محکم بدهد فطرتِ هموار به راهی
مطمئن هست محمّد(ص)و علی(ع)سوی ظهورش
باقرالعلوم(ع)بر صحَّتِ قائم(عج)به گواهی 
۱۲ دی ۰۳ ، ۲۰:۴۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱

حاج قاسم رضوان الله علیه

حاج قاسم شده فرمانده ی میدانِ خطر
از شهادت شده امیالِ ستم پوچ اثر
بی اثر گشت فقط بهره ی صهیون به وبا
در وبا گشت چه فرجام ز برجام به شر
در حجابی بتَوان ماند به آثارِ وجود
بی حجابی به هرآن چیز نگردد به ثمر
اقتصادی که به بت داد رکوعش و سجود
شد دلاری که دهد سوخت به دجّال خبر
بر بیابانِ بدی باز شود بند خراب
تا ز بارانِ زمین ظلم شود زیرُ زَبَر
رمز مهمور الهی شده آثار وجود
بی وجودی چه توانست به غیر از ابتر
رفت دنباله ی شر سوی جهنّم و سراب
رمز ارزی به دلاری و به هر سلطه ی پر
چون پری کاه شود شاه بیابانِ ستم
پس تو خود گوی ندارد که ستم بخت دگر
پوچ دیدن چو پُری گشت ز دجّاله ی آن 
بلکه بختش شده دنیای همان پوچ نگر   
۱۱ دی ۰۳ ، ۱۶:۰۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

آثار بهار

سردُ برفی شده گویی همه آثار بهار
انقلابی که ببارد ز سراپرده ی یار
عرش الله به شب های ستمدیده رسید
گشت دیماه خرامید اثر در شب تار
تا چو بهمن بخراشد همه چون برف ز کوه
ماه اسفند نفس های بهاری چو بخار
۰۹ دی ۰۳ ، ۱۰:۳۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱

فرق حمله و آدم کشی با قیام الهی

اگر قرآن را خوب مطالعه کنیم متوجه می شویم که دین اسلام سایر ادیان را در ذیل اسلام تائید و تحکیم می فرماید،به این معنی که فرد مسلمان وظیفه دارد سایر ادیان الهی و کتاب های آسمانی و پیامبران الهی را تحت دین اسلام و کتاب آسمانی قرآن و پیامبری حضرت محمّد(ص)تائید کند و باور داشته باشد.هرجند امورات دین بواسطه ی کفار و ظالمان تقطیع شده است.یعنی به محض رسالت حضرت محمّد(ص) و تمام شدن همه ی ادیان الهی به دین اسلام و نزول کتاب آسمانی قرآن،تقطیع امورات دین الهی در قرآن ذکر شده است.پس ادیان الهی همگی یک دین هستند و در آیه ی لَکُم دینکم و لیَ دین در سوره ی قُل یا ایُّها الکافرون صریحاً ذکر شده که پیغمبر اسلام(ص)خطاب به کافران بگوید دین شما برای شما و دین برای من.یعنی هر دینی که کفار اعلام می کنند اعم از اینکه اعلام کفر کنند یا اعلام هر دینی با وجود اینکه کافرند می شود گفت دین کفار برای خودشان خواهد بود و دین اسلام نمی باشد.مثلاً اگر کافران بگویند دینمان اسلام است در حالی که نشانه های کفر در آنان در مخالفت با پیغمبر(ص)می باشد دین آنها کفر است.پس حتماً در اختلافات که در تقطیع دین حادث می شود حکم الهی نافذ است و فرموده اختلافات را جهت حل و فصل به نزد پیامبر(ص)بیاورید تا حل و فصل فرماید.شگفت آور اینکه مواضع بیهودگی هرچه خلاف خواست پیامبر(ص) است به کافران صلح شده است و از دین اسلام بیرون است.
پس اگر اشخاصی مدعی اسلام پیدا شدند که در تقطیع امورات دین نقش داشتند به این معنی است که از اسلام حقیقی خارج شده اند و کافر و ظالمند.بنابراین ادیان الهی فقط در یک دین تمام شده و وجود پیروی حقیقی از هر کدام از ادیان الهی به دین اسلام متصل می شود و پیروی حقیقی از دین اسلام به همه ی ادیان الهی متصل است.در همه ی ادیان الهی قیام برای خداوند توصیه شده است.که قیام امام حسین(ع)شاخص ترین قیام در ادیان الهی برای خداوند تاکنون بوده است.قیام با حمله و آدم کشی فرق دارد.انسان های کافر و ظالمی که به اسم دین خداوند به انواع مختلف حمله و آدم کشی می کنند ممکن است تظاهر کنند پاره ای از دین خداوند را به همراه دارند که کفر و ظلم غلبه ی آن ها به سمت خروج از ادیان را مشهود می کند و اگر پس از آن هم تظاهر به دین یا ادیان کنند فایده ای ندارد و نمی شود آنان را در زمره ی کسانی که دین آنان به واسطه ی ظالمان و کافران تقطیع شده قرار داد.حمله و آدم کشی عین کفر و ظلم است.یعنی ارکان امریکا،انگلیس،رژیم صهیونیستی،داعش و آنچه از داعش متولد شده،...مساوی با کفر و ظلم است که هیچ اثری از اسلام در آن وجود ندارد.ممکن است در امریکا،انگلیس و مانند آن ها اثری از دین یا اسلام باشد اما ربطی به ارکان امریکا یا انگلیس ندارد.کشتن کافران پس از شرایطی ، جائز و گاهی لازم است که هم اکنون از بین بردن رژیم صهیونیستی جایز و حتی لازم است.اما در امریکا و انگلیس فرو ریختن ارکان از درون شکل می گیرد تا وقتی که فقط کفر باشد و دین در آن نباشد.وقتی دین در آن نباشد حمله از بیرون به تمامی مواضع آن جایز است.در وضعیت فعلی فقط حمله به مواضعی که دین در آن وجود دارد جائز نیست.
۰۷ دی ۰۳ ، ۱۴:۲۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

سرنوشت را باید از سر نوشت

ظلم بی آبرو گشت قالب تهی کرد
ای ابوکفر رفتی ستم هم شهی کرد
شاه ظالم خلافت به پوچی خبر داد
مردمی را علی(ع) دور از گمرهی کرد
خلف شیطان معاویه شد ای ابوکفر
این خلافت یزیدی نجس فربهی کرد
این که دنیای ظالم نجس شد یزیدی
از ابوکفر ابداع شد وانگهی کرد
وانگهی گشت آن رسم سفیانی به پوچ
شد نجس تر معاویه خود چون کَهی کرد
صهیونیستی خودش در خرافات چرخید
چرخ شیطان یزیدی فساد آگهی کرد
شاه مردان علی(ع)شد علی(ع)هست در راه
چون علی(ع)از محمّد(ص)که شر را تهی کرد.
۰۶ دی ۰۳ ، ۰۳:۱۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

ماندن

ای فقط عشق تو ماند دگر از راه نماندم
پیش عشقت سر و پا به سرا پرده نشاندم
عاشقان بی سبب از عشق میل ندارند
میل امیال به پروانه ی شمع از تو کشاندم
سوز پروانه ی شمعت چو به خیلی ز منست
من بسوزم به پرش چون ز تو اصرار رساندم
نفس بیهوده رها شد که نفَس از تو کِشیدم
هر رهایی به رهت را همه هموار رهاندم
//من در این ظلمت بیهوده شتابان چه کنم؟
چه کنم یکسره در راه بیابان چه کنم؟
کمرم خُرد شود از همه اسباب خرَد
بی خرَد در پی سرمایه ی ویران چه کنم؟
نفَس از سینه برون رفت دگر باز نگشت
که نمی گشت به بازی نفَسم هان چه کنم؟
سپری شد همه عمرم که به بازی چه کنم؟
چه کنم صحنه ی بازی ز رقیبان چه کنم؟
به جهان آمده بودم که به الله شوم
که اگر این نشود دوزخ سوزان چه کنم؟
ز بهشتی که ببارد خبری بهر تنم
دگر از قهر تو الله هراسان چه کنم؟
در عذابی که مداوم به وجودم برسد‌
چه کنم توشه ی من بور و عریان چه کنم؟
فقط این شد که دگر شکوه ز غم ها نکنم.
غم زهرا(س)به وجودم بکنم آنچه کنم./
۰۴ دی ۰۳ ، ۱۸:۴۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

به مناسبت تولّد با سعادت حضرت زهرا(س)و روز مادر

یا علی(ع) در رهِ عشقت شده گمنام مزار
دختِ پیغمبر خاتم(ص) به علی(ع) نور و یار
نور زهرا(س) همه  بر عرشِ خداوند عزیز
یا علی(ع)گفت که شد دور چنان از شبِ تار
روزِ مادر شده از امِّ ابیها(س)به وجود
راهِ جنَّت بدهد دور کند شعله ی نار
هر شبی تار که آمد برود از دو جهان
ظلم باید بشود در دو جهان پوچُ ندار
۰۲ دی ۰۳ ، ۰۸:۲۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱

زمستان

برف زیبای زمستان چه نشاطی دارد
نرم سرد است هماهنگِ خزان می بارد
چون بهاری برسد برف شود آب و خوش
آن نَفَس رود خروشان و شتابان آرد
۳۰ آذر ۰۳ ، ۲۲:۲۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱

بی تفاوت

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد
وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
بی تفاوت شد دل در طلبی عاری رفت
غم فرو ریخت دگرگون دل برنا می کرد
ماه هر وقت چه عاری ز خطرهای کسوف
تا که بیراهه ز ره یکسره پیدا می کرد
شب فرو ریخت به شب تا که به روزی تن داد
غم عجب بوسه ی خود بر لب رعنا می کرد
دشمنی چون که ببیند همه شعرم ز حروف
حرف مشکات نبیند چه خبرها می کرد؟
آن ابوکفرُ ستم در پیِ پوچی کجاست؟
بی خدا گشت فقط شر که ستم ها می کرد
تا معاویه یزیدش به نجس شد مأنوس
صهیونیستی یزیدی که هویدا می کرد
این چنین سنّتِ الله دهد مرگ به ظلم
منجلی رسم خداوند توانا می کرد
تا بمیرد ز حسد زیر ستم های خودش
رسم سفیانِ یزیدی که فنا ها می کرد
۲۹ آذر ۰۳ ، ۰۵:۰۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

پیش رَوی

عشق مانده ای به دور دست ها به نور
عاشقانه ماند راه محو شر به گور
ظالمان افول کرده اند چون غبار
واقعیّتی که هست پیش دل صبور
ظلم هچو کف به روی آهنی مذاب
می رود که پر اثر شود فلز به زور
زور صهیونیستی به نیستی و مرگ
زندگی به زور می برد ستم به گور
این یزید زاده شد ز امریکای پست
انگلیس پست زاد بی اثر و بور
چون کفی مجاز واقعی که هیچ گشت
در حجاز می کند حقیقتی ظهور 
۲۷ آذر ۰۳ ، ۲۲:۲۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

حضرت اُمُّ البَنین(س)

اُمُّ البَنین(س) به فضلِ ابوالفضل(ع) جان گرفت
عبّاس(ع) با دو دستِ شرف آسمان گرفت
افتاد ماه پیش دو دستش نفس کشید
باری به دست او دو جهان می توان گرفت
از خاک غم گدازه ی آتش فشان مثال
آن سوز عاشقانه ی هر ارغوان گرفت  
ظلمت چه کشف گشت ز آوازه ای چنان
شد در فساد وقت بشر بی کران گرفت
خواهم شدن به کوی مغان آستین فشان
زین فتنه ها که دامن آخر زمان گرفت
لختی بمان به پیش دلم آسمان عشق
عاشق اگر به عشق بماند همان گرفت 
بر سحر موزیانه ی فرعون که محو گشت
موسی(ع) علی(ع) بگفت عصا چون کمان گرفت
 این روز ها رسول بسوزد خزان چه سرد
قرآن به حفظ کرد چو حافظ چنان گرفت
۲۵ آذر ۰۳ ، ۰۰:۴۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰