رسیدن به تعادل تا نهایت ممکن می تواند خوب باشد وگرنه عذاب حتمی است:
موضوع ظهور پدیده های جدید و به تعادل رسیدن آن تا نهایت ممکن مربوط به دوره ی پس از رسالت پیامبر خاتم(ص)است و در واقعیّت یک مخالفت علنی با دین اسلام شکل گرفته است.اگر بشر این مخالفت را نبیند و یا احساس نکند بدیهی است از موضع آن بشر مخالفت علنی محسوب نمی شود و چنانچه بعدها مشخص شد پی به مخالفت پنهان می برد.همچنین اگر مخالف به طور علنی مخالفت نکند و بعدها مخالفت آن اشکار شود برای کسانی که آشکار شده وجود مخالف پنهان در گذشته مشخص می گردد.پس اگر گفته شود شخص یا اشخاصی بی هیچ توبه و قصد بازگشت، با یک موضوع مخالفت کامل امّا پنهان داشته اند یا دارند از آنجایی که این مخالفت برای خداوند آشکار است و همه ی ابعاد آن را می داند لذا آن شخص یا اشخاص نسبت به خداوند مخالفتشان از همان ابتدا علنی است.اما برای مخلوقات الهی ممکن است تا نهایت پنهان باشد.و این امکان صریح است.چون بنا به خواست الهی نباید مخالفت شکل بگیرد و مخلوقات الهی در جهت خواست الهی مانع شکل گیری مخالفت می شوند تا اینکه آن مخالفت که می خواهد علناً شکل بگیرد به طور پنهان از دید مخلوقات الهی شکل می گیرد به قولی مخالفت با الله ثابت شده و آشکار است تا اینکه برای همه ی مخلوقات الهی آشکار شود و این مهم در امّت پیامبر خاتم(ص)که تماماً شامل همه ی مخلوقات الهی است می شود و اختصاص به همه ی پیامبران(ع)،امامان(ع)،برگزیدگان الهی و همه ملائک، انسان ها و اجنّه ی مورد تأیید خداوند دارد که برترین همه مخلوقات الهی پیامبر خاتم(ص)است.پس پنهان ترین مخالفت که البته از نظر الله علنی و فاش بوده از نظر رسول الله پنهان بوده است.تا این که با درجه ی متفاوت برای مخلوقات الهی مخالفت ها به طور پنهان تا آشکار پدید آمده اند.از آنجایی که خداوند مخالفت های علیه خودش را از بین می برد و هیچ مخالفتی از نظر خداوند پوشیده نیست موضوع چرایی ماهیت یافتن مخالفت ها تا از بین رفتن مطرح است.یعنی خداوند به محض بروز مخالفت اگرچه کاملاً برای همه مخلوقات الهی پوشیده باشد توان از بین بردن فوری را دارد طوری که هر مخلوق الهی اصلاً موضوع مخالفت را متوجه نشود.پس چرا بهترین مخلوق الهی هم در معرض پنهان ترین مخالفت قرار می گیرد؟
نکته این بود که مخلوقات الهی وظیفه ی ممانعت از پدید آمدن مخالفت علیه الله را دارند با اینکه الله توان رفع فوری مخالفت را دارد طوری که اصلاً مخالفتی که مخلوقات الهی بخواهند مانع آن شوند احساس نشود.پس این موضوع علاوه بر مخالفت علنی یا پنهان است.وظیفه ای را خداوند به مخلوقات خوب خودش ارزانی داشته و از آنان دریغ نمی فرماید.یا اگر بشود فرض کرد که مخلوقاتی که خوب هم نیستند بعضاً مانع مخالفت با الله می شوند این طور استنباط می شود که آن مخلوقات در مقام بندگی الله قرار دارند پس کاری را که خداوند می خواهد انجام داده اند تا احتمالاً موقعیّت انجام وظایف برای مخلوقات خوب الهی فراهم شود.و چون شیاطین برای انجام کارهایی که صحیح بوده از طرف الله تحت امر حضرت سلیمان(ع)بوده اند جای تعجّب ندارد که الله بندگان بد را علیه بندگان بد برای ممانعت مخالفت با خودش غلبه دهد.
به هر شکل موضوع چرایی در رابطه با بندگان خوب الهی به تحقّق انجام وظیفه ی آن مخلوقات الهی برمی گردد.
و در مورد بندگان بد الهی به متحمّل شدن عذاب آنان پس از بهرمندی از دنیا آن طور که الله مقدر فرموده برمی گردد.
پس تمامی مخالفت ها در نهایت به عذاب و از بین رفتن منتهی می شود و در این حین وظیفه ی بندگان خوب الهی ممانعت از مخالفت علیه الله است که آنان را به رها شدن از عذاب و رسیدن به امنیت و عدالت کامل می رساند.دو نکته پیدا می شود اول این که چون ابتدا مخالفت از نظر الهی علنی بوده عذاب و از بین بردن نهایی از سوی الله بر مخالفان تحقق می یابد و دوم اینکه چون وظیفه ی ممانعت از مخالفت بر عهده ی بندگان خوب الهی نهاده شده است در نهایت و هم چنین در سیر تا نهایت غلبه ی مخلوقات خوب الهی بر مخلوقات بد تحقق می یابد و وارث زمین در وضعیتی که هیچ مخالفتی با خداوند نباشد می شوند.پس پنهان ترین مخالفت از نظر پیامبر خاتم(ص)پنهان بوده تا اینکه پیامبر(ص)در معرض آن با آن مبارزه کند و بر آن غلبه کند.چون امکان پنهان شدن برخی مسائل از نظر پیامبر(ص)ممکن شده پس امکان پنهان شدن بسیاری از مسائل از نظر همه ی مخلوقات خوب الهی هم ممکن شده است.و این مسئله به طور وسیع است و همگان را در می نورد.
در حالت کلّی دو موضع حق و باطل شکل گرفته است که حق در هر شرایطی بر باطل غالب است و غلبه ای که باطل در هر شرایط ممکن می پندارد و یا برای آن ثابت می شود برای بهرمندی مقطعی از دنیا و رسیدن به عذاب است.همچنین در این بین فتنه های بسیاری ممکن می شود تا هم گرفتار کند و هم مخلوقات را از رسیدن به عذاب و دنیاخواهی پوچ منع کند تا اگر امکان هدایت دارند هدایت شوند.البته همه ی مسائل از جمله گرفتاری به فتنه را مردم در برهه های گوناگون به دست خودشان کسب می کنند تا این که در حد ممکن فساد آشکار می شود.این رویه خوب نیست و مخلوقات خوب الهی به رهبری پیامبر خاتم(ص)در جهت ممانعت و از بین بردن مفاسد گوناگون اقدام می کنند.که انواع اقدام بسته به شرایط است.تا در نهایت با توجه به این که از بین برنده ی فساد و ظلم و عذاب دهنده ی ظالمان الله است،امر الهی واقع می شود و جهان و مستضعفین به امنیّت کامل بی هیچ فسادی می رسند.
پس بر همگان که در جهت رضایت الهی زندگی و امنیّت را خواهانند لازم است جدا از خودخواهی و تکبّر در جهت رساندن جهان به امر مهم الهی اقدام کافی و به موقع داشته باشند تا همواره در امنیّت و توجه الهی باشند چراکه با امکان سقوط بدکاران به ظلم و فساد امکان برپایی و تحقق عدالت و امنیّت در همه اعصار فراهم شده و حتی تحقق یافته است.مبارزه در جهت رضایت الهی هم به نوعی مهم از برپایی و تحقق عدالت به شمار می رود و نتایج بی بدیل دارد.
در عصر فعلی مشهود است مواضع پیامبر خاتم(ص) مورد غصب و ظلم قرار گرفته و همین مسئله یک حمایت بی پشتوانه ی کاملاً کافرانه و ظالمانه دارد،یعنی بایستی از مکّه و مدینه احکام دین مبین اسلام منتشر و در سراسر جهان اجرا شود امّا عکس این موضوع حادث شده که فتنه ای عظیم است.این مسئله کفر و ظلم مطلق است و فتنه ای است که به تمامی فتنه های ممکن شده ارتباط دارد.حتی می توان فتنه ی جعل و غصب سرزمین فلسطین را مرتبط با جعل و غصب مکه و مدینه در تاریخ جستجو کرد که سعی در پنهان نگاه داشتن آن برای رونمایی پس از رسیدن به توافقات نحس و فاجعه بار داشته اند و باید دانست که موقعیت ایران پیش از انقلاب برای به قالب رساندن این پدیده ی شوم مورد سوء استفاده بوده و علّت اصلی فشار امریکا و غرب بر کشور ایران در عصر فعلی پیشبرد همان اغراض است که با فشار بیشتر احتمال جنگ فوق العاده در مناطق اطراف که اروپا را نیز در برمی گیرد بسیار بالا می رود چون رونمایی مورد انتظار پست ترین موجودات در پی جنگ و کشتار فوق العاده شکل می گیرد که از مدت ها پیش آن را برنامه ریزی کرده اند،پس اگر انقلاب و مقاومت کشور ایران نبود مورد لعن و هجمه ی همه ی کشورها واقع می شد چون همه ی فشارها برای این بوده که از کشور ایران برای فاجعه ای ناگوار سوء استفاده شود و مقصر اصلی این موضوع بی غیرتی سیاستزدگان بسیاری کشورها مقابل امریکا و غرب و رژیم جعلی اسرائیل است .در این وضعیت امکان برپایی عدالت سلب شده و این فتنه را بشر کسب کرده است پس فرصتی برای بیرون آمدن از این فتنه وجود دارد تا از گزند دشمنی ها و آسیب ها حفظ شود.بالواقع راه دیگری برای همه جهانیان برای رسیدن به آسایش و امنیّت وجود ندارد و به حقیقت در همین شرایط آسایش و امنیّت آنطور که باید به رضایت الهی مختصّ مخلوقات خوب خداوند است هرچند مورد آسیب و یا فشار دشمنی ها باشند.چون مخلوقات خوب خداوند برای رضایت الله تکاپو دارند و فرقی ندارد که چه شرایطی برایشان رقم بخورد چون شرایط را هم خداوند رقم می زند،پس در هر شرایطی در آسایش و امنیّت سپری می کنند.و کسانی که با عبور صحیح از معرض فتنه ها به مخلوقات خوب الهی ملحق شوند نیز به این مهم می رسند.سختی ها برای مؤمنین ضمن اینکه برای رسیدن به امنیت و آسایش الهی است برای رساندن به عذاب بدکاران نیز الزامی است.که خواست خداوند است.به این مهم توجه شود که باید یک جهاد اسلامی جهت ورود بندگان خوب خداوند با رهبری مُتّحد و صحیح به مکّه و مدینه بی هیچ فتنه و جنگ افروزی تحقّق یابد،چراکه کعبه خانه ی خداوند است و مانع تراشی برای رسیدن مستضعفین به آن یا رساندن مستضعفین به کعبه با اسباب و عوامل کفر و ظلم بیهوده است و منجر به فتنه شده است.
والسّلامُ من اتَّبعَ الهُدی
نکته این بود که مخلوقات الهی وظیفه ی ممانعت از پدید آمدن مخالفت علیه الله را دارند با اینکه الله توان رفع فوری مخالفت را دارد طوری که اصلاً مخالفتی که مخلوقات الهی بخواهند مانع آن شوند احساس نشود.پس این موضوع علاوه بر مخالفت علنی یا پنهان است.وظیفه ای را خداوند به مخلوقات خوب خودش ارزانی داشته و از آنان دریغ نمی فرماید.یا اگر بشود فرض کرد که مخلوقاتی که خوب هم نیستند بعضاً مانع مخالفت با الله می شوند این طور استنباط می شود که آن مخلوقات در مقام بندگی الله قرار دارند پس کاری را که خداوند می خواهد انجام داده اند تا احتمالاً موقعیّت انجام وظایف برای مخلوقات خوب الهی فراهم شود.و چون شیاطین برای انجام کارهایی که صحیح بوده از طرف الله تحت امر حضرت سلیمان(ع)بوده اند جای تعجّب ندارد که الله بندگان بد را علیه بندگان بد برای ممانعت مخالفت با خودش غلبه دهد.
به هر شکل موضوع چرایی در رابطه با بندگان خوب الهی به تحقّق انجام وظیفه ی آن مخلوقات الهی برمی گردد.
و در مورد بندگان بد الهی به متحمّل شدن عذاب آنان پس از بهرمندی از دنیا آن طور که الله مقدر فرموده برمی گردد.
پس تمامی مخالفت ها در نهایت به عذاب و از بین رفتن منتهی می شود و در این حین وظیفه ی بندگان خوب الهی ممانعت از مخالفت علیه الله است که آنان را به رها شدن از عذاب و رسیدن به امنیت و عدالت کامل می رساند.دو نکته پیدا می شود اول این که چون ابتدا مخالفت از نظر الهی علنی بوده عذاب و از بین بردن نهایی از سوی الله بر مخالفان تحقق می یابد و دوم اینکه چون وظیفه ی ممانعت از مخالفت بر عهده ی بندگان خوب الهی نهاده شده است در نهایت و هم چنین در سیر تا نهایت غلبه ی مخلوقات خوب الهی بر مخلوقات بد تحقق می یابد و وارث زمین در وضعیتی که هیچ مخالفتی با خداوند نباشد می شوند.پس پنهان ترین مخالفت از نظر پیامبر خاتم(ص)پنهان بوده تا اینکه پیامبر(ص)در معرض آن با آن مبارزه کند و بر آن غلبه کند.چون امکان پنهان شدن برخی مسائل از نظر پیامبر(ص)ممکن شده پس امکان پنهان شدن بسیاری از مسائل از نظر همه ی مخلوقات خوب الهی هم ممکن شده است.و این مسئله به طور وسیع است و همگان را در می نورد.
در حالت کلّی دو موضع حق و باطل شکل گرفته است که حق در هر شرایطی بر باطل غالب است و غلبه ای که باطل در هر شرایط ممکن می پندارد و یا برای آن ثابت می شود برای بهرمندی مقطعی از دنیا و رسیدن به عذاب است.همچنین در این بین فتنه های بسیاری ممکن می شود تا هم گرفتار کند و هم مخلوقات را از رسیدن به عذاب و دنیاخواهی پوچ منع کند تا اگر امکان هدایت دارند هدایت شوند.البته همه ی مسائل از جمله گرفتاری به فتنه را مردم در برهه های گوناگون به دست خودشان کسب می کنند تا این که در حد ممکن فساد آشکار می شود.این رویه خوب نیست و مخلوقات خوب الهی به رهبری پیامبر خاتم(ص)در جهت ممانعت و از بین بردن مفاسد گوناگون اقدام می کنند.که انواع اقدام بسته به شرایط است.تا در نهایت با توجه به این که از بین برنده ی فساد و ظلم و عذاب دهنده ی ظالمان الله است،امر الهی واقع می شود و جهان و مستضعفین به امنیّت کامل بی هیچ فسادی می رسند.
پس بر همگان که در جهت رضایت الهی زندگی و امنیّت را خواهانند لازم است جدا از خودخواهی و تکبّر در جهت رساندن جهان به امر مهم الهی اقدام کافی و به موقع داشته باشند تا همواره در امنیّت و توجه الهی باشند چراکه با امکان سقوط بدکاران به ظلم و فساد امکان برپایی و تحقق عدالت و امنیّت در همه اعصار فراهم شده و حتی تحقق یافته است.مبارزه در جهت رضایت الهی هم به نوعی مهم از برپایی و تحقق عدالت به شمار می رود و نتایج بی بدیل دارد.
در عصر فعلی مشهود است مواضع پیامبر خاتم(ص) مورد غصب و ظلم قرار گرفته و همین مسئله یک حمایت بی پشتوانه ی کاملاً کافرانه و ظالمانه دارد،یعنی بایستی از مکّه و مدینه احکام دین مبین اسلام منتشر و در سراسر جهان اجرا شود امّا عکس این موضوع حادث شده که فتنه ای عظیم است.این مسئله کفر و ظلم مطلق است و فتنه ای است که به تمامی فتنه های ممکن شده ارتباط دارد.حتی می توان فتنه ی جعل و غصب سرزمین فلسطین را مرتبط با جعل و غصب مکه و مدینه در تاریخ جستجو کرد که سعی در پنهان نگاه داشتن آن برای رونمایی پس از رسیدن به توافقات نحس و فاجعه بار داشته اند و باید دانست که موقعیت ایران پیش از انقلاب برای به قالب رساندن این پدیده ی شوم مورد سوء استفاده بوده و علّت اصلی فشار امریکا و غرب بر کشور ایران در عصر فعلی پیشبرد همان اغراض است که با فشار بیشتر احتمال جنگ فوق العاده در مناطق اطراف که اروپا را نیز در برمی گیرد بسیار بالا می رود چون رونمایی مورد انتظار پست ترین موجودات در پی جنگ و کشتار فوق العاده شکل می گیرد که از مدت ها پیش آن را برنامه ریزی کرده اند،پس اگر انقلاب و مقاومت کشور ایران نبود مورد لعن و هجمه ی همه ی کشورها واقع می شد چون همه ی فشارها برای این بوده که از کشور ایران برای فاجعه ای ناگوار سوء استفاده شود و مقصر اصلی این موضوع بی غیرتی سیاستزدگان بسیاری کشورها مقابل امریکا و غرب و رژیم جعلی اسرائیل است .در این وضعیت امکان برپایی عدالت سلب شده و این فتنه را بشر کسب کرده است پس فرصتی برای بیرون آمدن از این فتنه وجود دارد تا از گزند دشمنی ها و آسیب ها حفظ شود.بالواقع راه دیگری برای همه جهانیان برای رسیدن به آسایش و امنیّت وجود ندارد و به حقیقت در همین شرایط آسایش و امنیّت آنطور که باید به رضایت الهی مختصّ مخلوقات خوب خداوند است هرچند مورد آسیب و یا فشار دشمنی ها باشند.چون مخلوقات خوب خداوند برای رضایت الله تکاپو دارند و فرقی ندارد که چه شرایطی برایشان رقم بخورد چون شرایط را هم خداوند رقم می زند،پس در هر شرایطی در آسایش و امنیّت سپری می کنند.و کسانی که با عبور صحیح از معرض فتنه ها به مخلوقات خوب الهی ملحق شوند نیز به این مهم می رسند.سختی ها برای مؤمنین ضمن اینکه برای رسیدن به امنیت و آسایش الهی است برای رساندن به عذاب بدکاران نیز الزامی است.که خواست خداوند است.به این مهم توجه شود که باید یک جهاد اسلامی جهت ورود بندگان خوب خداوند با رهبری مُتّحد و صحیح به مکّه و مدینه بی هیچ فتنه و جنگ افروزی تحقّق یابد،چراکه کعبه خانه ی خداوند است و مانع تراشی برای رسیدن مستضعفین به آن یا رساندن مستضعفین به کعبه با اسباب و عوامل کفر و ظلم بیهوده است و منجر به فتنه شده است.
والسّلامُ من اتَّبعَ الهُدی